پاسخ‌نامه و راهنمای تصحیح

آزمون جامع الفبای اقتصاد · نسخه ۱

راهنمای تصحیح: هر پاسخ درست ۱ نمره دارد. حدنصاب قبولی ۵۴ پاسخ درست از ۶۷ است (۸۰٪). اگر دانش‌آموز به حدنصاب رسید، گواهی را پر و امضا کنید و مهر مدرسه را بگیرید. اگر نرسید، توضیح پاسخ‌ها را با او مرور کنید؛ آزمون را می‌توان پس از دو هفته دوباره برگزار کرد.

بخش الف: پایه

۱ گزینه ۱: اعتماد به اینکه دیگران آن را می‌پذیرند
پول؛ سکه، اسکناس، یا عددهایی روی صفحه؛ کار می‌کند چون مردم به آن اعتماد دارند و می‌پذیرندش، نه به‌خاطرِ آنچه از آن ساخته شده.
۲ گزینه ۱: وسیله‌ی مبادله، واحدِ سنجش، و ذخیره‌ی ارزش
پول وسیله‌ی مبادله است (برای داد‌و‌ستد)، واحدِ سنجش (برای اندازه‌گیریِ ارزش)، و ذخیره‌ی ارزش (برای نگه‌داشتنِ ارزش برای بعد).
۳ گزینه ۱: هر طرف باید دقیقاً همان چیزی را می‌خواست که دیگری داشت، آن‌هم هم‌زمان
پایاپای به «هم‌زمانیِ دوگانه‌ی خواست‌ها» نیاز دارد؛ باید کسی را بیابی که آنچه می‌خواهی دارد و آنچه تو داری می‌خواهد، آن‌هم هم‌زمان. پول این گلوگاه را برمی‌دارد.
۴ گزینه ۱: قیمت‌ها معمولاً بالا می‌روند؛ پولِ بیشتر در پیِ همان کالاهاست
پول ادعایی بر چیزهای واقعی است، نه خودِ ثروت. چاپِ بیشتر کالای بیشتری نمی‌سازد، پس قیمت‌ها معمولاً بالا می‌روند؛ این تورم است.
۵ گزینه ۱: هزینه‌ی فرصت
پول محدود است، پس هر سکه‌ای که برای یک چیز خرج شود سکه‌ای است که برای چیزِ دیگر خرج نشده؛ این هزینه‌ی فرصتِ آن است.
۶ گزینه ۱: بپرس اگر نخریش چه آسیبِ واقعی‌ای پیش می‌آید
اگر نخریدنش آسیبِ واقعی بزند؛ گرسنگی، سرما، نرسیدنِ دارو؛ نیاز است. اگر فقط لذت یا اعتبارِ کمتر باشد، خواسته است.
۷ گزینه ۱: برنامه‌ای برای پولت: چه می‌آید، چه می‌رود، و چه نگه می‌داری
بودجه فقط برنامه‌ای برای پولِ توست؛ چه می‌آید، چه می‌رود، و چه نگه می‌داری. نوشتنش نگرانیِ مبهم را به مهارِ روشن بدل می‌کند.
۸ گزینه ۱: پیش از هر خرجِ اختیاری، کمی پول را به پس‌انداز ببر
«اول به خودت بپرداز» یعنی همین‌که پول رسید پس‌انداز را کنار بگذاری؛ نه اینکه امید داشته باشی آخرش چیزی بماند.
۹ گزینه ۱: تا یک هزینه‌ی غیرمنتظره تو را به بدهی نیندازد
صندوقِ اضطراری هزینه‌های ناگهانی را پوشش می‌دهد، تا یک هزینه‌ی غیرمنتظره تو را به بدهیِ بهره‌دار نکشاند.
۱۰ گزینه ۱: کم می‌شود؛ سکه‌ها اکنون حدودِ چیزی را می‌خرند که پیش‌تر ۸۰۰ می‌خرید
شمارِ سکه‌ها تغییر نمی‌کند (اسمی)، اما آنچه می‌خرند (حقیقی) کم می‌شود. پولِ راکد ارزشش را به تورم می‌بازد؛ پس نگذار پس‌انداز در پولِ پُرتورم راکد بماند.
۱۱ گزینه ۱: قیمتِ قرض‌گرفتنِ پول
نرخِ بهره چیزی است که وام‌گیرنده افزون بر مبلغِ قرض می‌پردازد (و پس‌اندازکننده به‌دست می‌آورد)؛ معمولاً درصدی در سال.
۱۲ گزینه ۱: ارزش از دست می‌دهد؛ بازدهِ حقیقی حدودِ −۸٪ است
آنچه مهم است نرخِ حقیقی است، پس از تورم: ۱۲٪ − ۲۰٪ = −۸٪. حتی با بهره، پولت کمتر از پیش می‌خرد.
۱۳ گزینه ۱: بهره‌ی مرکب؛ هزینه‌ها روی بهره‌ی پیشین انباشته می‌شوند، پس مانده می‌تواند سریع‌تر از پرداختت رشد کند
با بهره‌ی مرکب، هزینه‌ی بعدی روی بهره هم افزوده می‌شود، پس مانده می‌تواند سریع‌تر از پرداختت رشد کند؛ به‌ویژه در کارت‌های اعتباری و وام‌های کوتاه‌مدت. بدهی وقتی سریع‌تر آب می‌رود که از تغذیه‌اش دست بکشی.
۱۴ گزینه ۱: بانک‌ها هنگامِ وام‌دادن آن را می‌آفرینند
بیشترِ پول را بانک مرکزی چاپ نمی‌کند؛ بانک‌ها هنگامِ وام‌دادن آن را می‌آفرینند و سپرده‌ای تازه در حسابِ وام‌گیرنده می‌نویسند. وقتی وام بازپرداخت شود، آن پول دوباره ناپدید می‌شود.
۱۵ گزینه ۱: نرخِ بهره‌ی مرجعش را بالا می‌برد
بانک مرکزی نرخی مرجع تعیین می‌کند که به هر وام و حسابِ پس‌انداز سرایت می‌کند. بالا بردنش قرض‌گرفتن را گران‌تر می‌کند، خرج‌کردن آرام می‌شود و تورم معمولاً فرومی‌نشیند.
۱۶ گزینه ۱: هزینه‌ای ثابت و تضمین‌شده بر وامِ پول، بابتِ گذرِ زمان
ربا افزایشی ثابت و از‌پیش‌تعیین‌شده بر وامِ پول است که تنها بابتِ زمان بدهکار می‌شود؛ وام‌دهنده سودش تضمین است بی‌آنکه ریسکی بپذیرد. نهیِ آن میانِ مذاهبِ اسلامی، سنی و شیعه، موردِ اتفاق است (قرآن، بقره ۲:۲۷۵).
۱۷ گزینه ۱: سودِ واقعی در ریسکِ واقعی شریک است؛ ربا سودی است که هرچه شود تضمین شده
در تجارت یا شراکتِ واقعی، سودبرنده ریسکی حقیقی می‌پذیرد و چیزی واقعی می‌آورد؛ سود پاداشِ آن است. ربا سودِ وام‌دهنده را تضمین می‌کند در حالی که همه‌ی ریسک بر دوشِ وام‌گیرنده است؛ پولی که قرار است پول بزاید، جدا از تولیدِ واقعی.
۱۸ گزینه ۱: هرگز آن را نده؛ قطع کن و خودت با شماره‌ی رسمیِ بانک تماس بگیر
هیچ بانکِ واقعی‌ای کدِ یک‌بارمصرف یا رمزت را نمی‌خواهد. شتاب، ابزارِ اصلیِ کلاهبردار است؛ آرام باش و با شماره‌ی رسمی راستی‌آزمایی کن، نه با پیوند یا شماره‌ای که آن‌ها می‌دهند.
۱۹ گزینه ۱: هزینه‌ی فرصت
هزینه‌ی فرصت، ارزشِ چیزی است که با برگزیدنِ یک چیز به‌جای دیگری از دست می‌دهی؛ هر انتخاب یکی دارد.
۲۰ گزینه ۱: پیش از خرج‌کردن روی هر چیزِ اختیاری، کمی پول را به پس‌انداز ببر
«اول به خودت بپرداز» یعنی همین‌که پول می‌رسد، پس‌انداز را کنار بگذاری؛ به‌جای امید به اینکه آخرِ ماه چیزی بماند.
۲۱ گزینه ۱: قیمت‌ها معمولاً بالا می‌روند؛ پولِ بیشتر در پیِ همان کالاها می‌دود
پول ادعایی بر چیزهای واقعی است، نه خودِ ثروت. چاپِ بیشتر، کالای بیشتری نمی‌سازد، پس قیمت‌ها معمولاً بالا می‌روند؛ این تورم است.
۲۲ گزینه ۱: کمتر می‌شود؛ بازدهِ حقیقی منفی است
آنچه مهم است نرخِ حقیقی است، پس از تورم: ۱۲٪ − ۲۰٪ = −۸٪. حتی با بهره‌ی پرداختی، پولت کمتر از پیش می‌خرد.
۲۳ گزینه ۲: افزایشِ عمومی و پیوسته‌ی قیمت‌ها، چنان‌که هر واحدِ پول کمتر می‌خرد
تورم بالا رفتنِ گسترده و پایدارِ سطحِ عمومیِ قیمت‌هاست؛ نه جابه‌جاییِ یک‌باره‌ی یک قیمت. تا ادامه دارد، همان پول کمتر می‌خرد.
۲۴ گزینه ۲: شاخصِ قیمتِ مصرف‌کننده (CPI)
شاخصِ قیمتِ مصرف‌کننده هزینه‌ی یک سبدِ ثابت از کالاها و خدمات را در گذرِ زمان می‌سنجد؛ تغییرِ این شاخص همان نرخِ تورمِ سرخط است.
۲۵ گزینه ۲: ۱۱۰
۱۰٪ افزون بر ۱۰۰ می‌شود ۱۱۰؛ همان کالاها پس از یک سال حدودِ ۱۰٪ گران‌ترند.
۲۶ گزینه ۱: رشدِ حجمِ پول بسیار سریع‌تر از رشدِ کالاها
وقتی حجمِ پول بسیار سریع‌تر از کالاهایی که می‌تواند بخرد رشد کند، پولِ بیشتر در پیِ همان کالاها می‌دود و قیمت‌ها بالا می‌رود؛ نظریه‌ی مقداریِ پول.
۲۷ گزینه ۲: فروکش کند، مگر آنکه پولِ بیشتر پیوسته به آن دامن بزند
یک شوکِ تنها، قیمت‌ها را یک بار بالا می‌برد؛ تنها در صورتی به تورمِ پیوسته بدل می‌شود که پول پیوسته گسترده شود و آن را نگه دارد.
۲۸ گزینه ۲: دارندگانِ پولِ نقد و درآمدهای ثابت، که کمتر از همه می‌توانند از آن بگریزند
دارایی‌های واقعی معمولاً پا‌به‌پای قیمت‌ها پیش می‌روند، اما پولِ نقد و درآمدهای ثابت ارزش می‌بازند؛ پس تورم بیش از همه بر کسانی فرود می‌آید که کمتر می‌توانند از پول بیرون بروند.
۲۹ گزینه ۲: به‌جای پولِ راکد، در چیزهای واقعی و مولد پس‌انداز کنی
پولِ راکد با بالا رفتنِ قیمت‌ها ارزش می‌بازد؛ پس‌انداز در دارایی‌های واقعی و مولد کمک می‌کند تا پس‌انداز قدرتِ خریدِ خود را نگه دارد.
۳۰ گزینه ۲: عادی و قابلِ مدیریت است؛ خطر آن‌جاست که بالا یا غیرقابلِ پیش‌بینی شود
تورمِ کم و باثبات ویژگیِ معمولِ بیشترِ اقتصادهاست؛ زیانِ واقعی از تورمِ بالا یا بی‌نظمی می‌آید که کسی نمی‌تواند برای آن برنامه بریزد.

بخش ب: پیشرفته

۳۱ گزینه ۱: اعتماد؛ به اینکه دیگران آن را به‌گستردگی در پرداخت می‌پذیرند
پول هر چیزی است که یک جامعه آن را به‌گستردگی در پرداخت می‌پذیرد؛ آنچه آن را پول می‌کند اعتماد و پذیرش است، نه آنچه از آن ساخته شده.
۳۲ گزینه ۱: به یک هم‌زمانیِ دوگانه‌ی خواست‌ها نیاز داشت؛ هر طرف باید آنچه دیگری داشت می‌خواست
پایاپای به هم‌زمانیِ دوگانه‌ی خواست‌ها نیاز دارد؛ باید کسی را بیابی که آنچه می‌خواهی دارد و آنچه تو داری می‌خواهد، آن‌هم هم‌زمان. پول این گلوگاه را برمی‌دارد.
۳۳ گزینه ۱: قیمت‌ها بالا می‌روند؛ پولِ بیشتری در پیِ همان کالاهاست
پول ادعایی بر چیزهای واقعی است، نه خودِ ثروت. چاپِ بیشتر کالای بیشتری نمی‌سازد، پس پولِ بیشتری که در پیِ همان کالاهاست فقط قیمت‌ها را بالا می‌برد؛ این تورم است.
۳۴ گزینه ۱: هیچ پشتوانه‌ی کالایی ندارند؛ ارزششان بر اعتماد، پذیرش و قانون استوار است
اسکناس‌ها زمانی وعده‌ی پرداختِ فلز به دارنده بودند؛ پولِ اعتباریِ امروز هیچ پشتوانه‌ی کالایی ندارد و تنها بر پایه‌ی اعتماد، پذیرشِ گسترده و قانون ارزش دارد.
۳۵ گزینه ۱: پولِ بانک را خرج می‌کند، که باید بعداً بازپس دهی؛ اغلب با بهره
کارتِ نقدی پولِ خودت را جابه‌جا می‌کند؛ کارتِ اعتباری با پولِ بانک می‌پردازد که بعداً بازپس می‌دهی؛ و اگر کامل بازپرداخت نشود، معمولاً بهره می‌گیرد. عادتِ ایمن آن است که اعتبار را پلی کوتاه بدانی که کامل بازپرداخت می‌شود.
۳۶ گزینه ۱: هزینه‌ی فرصت
پول محدود است، پس هر سکه‌ای که برای یک چیز خرج شود، سکه‌ای است که برای چیزِ دیگر خرج نشده؛ این هزینه‌ی فرصتِ آن است. این جانِ تصمیمِ نیاز در برابرِ خواسته است.
۳۷ گزینه ۱: اکنون فقط چیزی را می‌خرد که پیش‌تر حدودِ ۸۰۰ می‌خرید
شمارِ سکه‌ها تغییر نکرده (اسمی)، اما آنچه می‌خرند (حقیقی) کم شده: پس از ۲۰٪ تورم، ۱۰۰۰ سکه تقریباً چیزی را می‌خرد که پیش‌تر ۸۰۰ می‌خرید. تورم مالیاتی خاموش بر پس‌اندازِ راکد است.
۳۸ گزینه ۱: بهره‌ی مرکب؛ هزینه‌ی بعدی روی بهره هم افزوده می‌شود، پس مانده می‌تواند سریع‌تر از پرداختت رشد کند
با بهره‌ی مرکب، هزینه‌ها روی بهره‌ی پیشین انباشته می‌شوند، پس مانده می‌تواند سریع‌تر از پرداختت رشد کند؛ به‌ویژه در کارت‌های اعتباری و وام‌های کوتاه‌مدت. بدهی وقتی سریع‌تر آب می‌رود که از تغذیه‌اش دست بکشی.
۳۹ گزینه ۱: بانک‌های معمولی هنگامِ وام‌دادن آن را می‌آفرینند و سپرده‌ای تازه در حسابِ وام‌گیرنده می‌نویسند
بیشترِ پول را بانک مرکزی چاپ نمی‌کند؛ بانک‌ها هنگامِ وام‌دادن آن را می‌آفرینند و سپرده‌ای کاملاً تازه در حسابِ وام‌گیرنده می‌نویسند. وقتی وام بازپرداخت شود، آن پول دوباره از میان می‌رود.
۴۰ گزینه ۱: ضریبِ فزاینده‌ی پول
پایه‌ی کوچکی از پولِ بانک مرکزی زیرِ انبوهِ بسیار بزرگ‌ترِ پولِ سپرده‌ای می‌نشیند؛ نسبتِ میانِ آن‌ها ضریبِ فزاینده‌ی پول است. بانک مرکزی این تَل را با نرخِ بهره و قواعدِ ذخیره هدایت می‌کند.
۴۱ گزینه ۱: −۸٪؛ پس‌انداز قدرتِ خرید از دست می‌دهد
آنچه مهم است نرخِ حقیقی است، پس از تورم: ۱۲٪ − ۲۰٪ = −۸٪. حتی با بهره‌ی پرداختی، پس‌اندازکننده باز هم قدرتِ خرید از دست می‌دهد.
۴۲ گزینه ۱: گذاشتن که حجمِ پولش بسیار سریع‌تر از کالاها رشد کند، در حالی که اعتماد فرسوده می‌شود
افتِ یک ارز در خارج معمولاً همان داستانِ تورم در داخل است: پولِ بیش‌ازحد و اعتمادِ کم. وقتی سریع‌تر از رشدِ کالاها رقیق شود، در داخل کمتر می‌خرد و به‌زودی در خارج هم؛ ارزِ روبه‌کاهش و تورمِ داخلی دو رویِ یک سکه‌اند.
۴۳ گزینه ۱: سود از مشارکت در ریسکِ واقعی و آوردنِ چیزی واقعی می‌آید؛ ربا سودی است که فارغ از نتیجه تضمین شده
در یک خرید‌و‌فروش یا شراکتِ واقعی، سودبرنده ریسکی حقیقی می‌پذیرد (کالا ممکن است نفروشد، کسب‌وکار شکست بخورد) و چیزی واقعی می‌آورد؛ سود پاداشِ آن است. ربا سودِ وام‌دهنده را تضمین می‌کند در حالی که همه‌ی ریسک بر دوشِ وام‌گیرنده است؛ پولی که قرار است پول بزاید، جدا از تولیدِ واقعی.
۴۴ گزینه ۱: ۲٫۵٪ از ثروتِ نگه‌داشته‌شده
زکات حقی واجب و سالانه بر ثروتِ انباشته است. بر پول، پس‌انداز و کالای تجاری نرخش معمولاً ۲٫۵٪ است؛ برشی کوچک از آنچه نگه داشته می‌شود، نه از آنچه درمی‌آوری؛ پس از آنکه ثروت از آستانه‌ی نِصاب بگذرد و یک سالِ قمری نگه داشته شود. (دسته‌های دیگر مانندِ غلات نرخِ خود را دارند.)
۴۵ گزینه ۱: اعضا به صندوقی مشترک کمک می‌کنند تا به هرکس که میانشان زیان دید یاری برسانند
تکافل الگویی تعاونی است: اعضا به‌عنوانِ بخشش (تبرّع) به صندوقی مشترک کمک می‌کنند تا به هرکس که زیانِ تحتِ‌پوشش دید یاری برسانند؛ مازاد ممکن است بازگردانده شود. با اینکه کمک‌ها هدیه‌ای برای یاریِ متقابل‌اند؛ نه شرط‌بندی برای سود؛ و صندوق شفاف اداره می‌شود، می‌کوشد خیرِ بیمه را نگه دارد و جنبه‌ی شرط‌بندی و بهره را بردارد.
۴۶ گزینه ۱: کسبِ سود از مالکیتِ چیزهای واقعی و مشارکت در ریسکِ واقعی، نه از وام‌دادنِ پول برای بازدهی تضمین‌شده
سرمایه‌گذاریِ حلال یک اصل را در کانون نگه می‌دارد: با مالکیتِ چیزهای واقعی و مشارکت در ریسکِ واقعی (مثلِ شراکت، یا مالکیتِ یک داراییِ مولد) سود می‌بری، نه با وام‌دادنِ پول برای بازدهی تضمین‌شده؛ همین در‌معرض‌بودن است که سودِ مشروع را از ربا جدا می‌کند. احتیاطِ معمول هم سرِ‌جای خود است، به‌ویژه تنوع‌بخشی، و باید به هر بازدهیِ بالای «تضمین‌شده» مشکوک بود.
۴۷ گزینه ۱: قیمتش می‌تواند به‌شدت نوسان کند؛ عدمِ قطعیتِ سنگین (غرر)؛ و این فضا پر از کلاهبرداری است
رمزارز نشانه‌ای دیجیتال روی دفترِ کلِ مشترک است که هیچ دولتی آن را منتشر نمی‌کند. قیمتش می‌تواند در یک هفته نصف شود، پس بیشتر مثلِ قمار رفتار می‌کند تا پول؛ غررِ سنگین (عدمِ قطعیتِ افراطی)، و این فضا پر از کلاهبرداری است. این همان CBDC نیست، که پولی رسمی و باثبات است.
۴۸ گزینه ۱: CBDC پولِ بانک مرکزی است که مستقیم نگه داشته می‌شود؛ موجودیِ حساب وعده‌ی یک بانکِ خصوصی برای پرداخت به توست
پولِ نقدِ در دست، پولِ بانک مرکزی است؛ موجودیِ بانکی پولِ بانکِ خصوصی است (وعده‌ی بانکت برای پرداختِ نقد به تو). CBDC پولِ بانک مرکزی را به‌شکلِ دیجیتال به مردم می‌دهد؛ مثلِ نقدِ الکترونیکی. این پولی رسمی و باثبات است، کاملاً برخلافِ رمزارز.
۴۹ گزینه ۱: فشار برای اقدامِ سریع به‌علاوه‌ی درخواستِ رمز یا کدِ یک‌بارمصرفت
نشانه‌های کلاهبرداری فارغ از داستان تکرار می‌شوند: فشار برای اقدامِ سریع، درخواستِ رمز/پین/کدِ یک‌بارمصرف، پرداختِ سخت‌بازگشت، تماسِ ناگهانی، و اصرار بر پنهان‌کاری. هر کدام به‌تنهایی باید متوقفت کند؛ با هم تقریباً امضای کلاهبرداری‌اند. آرام باش، هرگز کدِ یک‌بارمصرف را نده، و با شماره‌ی رسمیِ نهاد راستی‌آزمایی کن.

بخش ج: نفت، انفال و قواعد بازی

۵۰ گزینه ۱: ضعیف شدن تولید داخلی در پی ورود درآمد ارزی یک منبع طبیعی و گران شدن پول ملی
بیماری هلندی از ثروت شروع می‌شود، نه از فقر: دلار منبع طبیعی وارد اقتصاد می‌شود، پول ملی گران‌تر از واقع می‌شود، و صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزان می‌بازند.
۵۱ گزینه ۱: پس از کشف میدان بزرگ گازی در هلند، صنعت این کشور رو به ضعف رفت و اقتصاددان‌ها این الگو را نام‌گذاری کردند
در سال ۱۹۵۹ یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های گازی جهان در هلند کشف شد؛ درآمد صادرات گاز بالا رفت اما صنعت هلند از رقابت جهانی جا ماند. این الگو «بیماری هلندی» نام گرفت.
۵۲ گزینه ۱: ورود دلار نفت، گران شدن پول ملی، ارزان شدن واردات و گران شدن صادرات، زمین خوردن تولید داخلی
هیچ‌کس در این زنجیره بدجنس نیست؛ نتیجه جمعیِ رفتارهای منطقی، ضعیف شدن تولیدی است که باید نان نسل بعد را بدهد. پژوهش‌ها روی داده‌های ایران همین الگو را نشان داده‌اند.
۵۳ گزینه ۱: چون درآمد نفت رانتِ خالص است نه سود تولید، نسبت به کل اقتصاد بزرگ است، و خریدارش خارجی است؛ با جمع این سه شرط، سازوکار قیمت درست تخصیص نمی‌دهد
این استثنا شناخته‌شده است: وقتی رانتِ یک موهبت طبیعی هم بزرگ باشد و هم از بیرون بیاید، تخصیص آن به یک قاعده عمومی و شفاف نیاز دارد؛ بازار برای بقیه اقتصاد است.
۵۴ گزینه ۱: وقتی درآمد نفت کم است؛ چون هنوز گروهی به آن وابسته نشده که در برابر قاعده بایستد
اجماع را باید وقتی ساخت که سفره کوچک است و ذی‌نفع فربهی پشت آن نیست؛ روزی که درآمد برگردد، برای قاعده گذاشتن دیر است.
۵۵ گزینه ۱: نه؛ مشکل «محل ورود» است نه «محل خرج»: دلار باز هم وارد اقتصاد داخلی شده و پول ملی را گران‌تر از واقع می‌کند
حتی خرجِ خوب هم دلار را به اقتصاد داخلی تزریق می‌کند. برای همین کشورهایی مثل نروژ عواید را بیرون از اقتصاد داخلی نگه می‌دارند و با قاعده ثابت برداشت می‌کنند.
۵۶ گزینه ۱: ثروت‌های طبیعی مثل نفت و گاز و معادن که به شخص خاصی تعلق ندارند و مال عموم‌اند
واژه انفال از قرآن آمده و اصل ۴۵ قانون اساسی هم می‌گوید انفال در اختیار حکومت است تا بر طبق مصالح عامه درباره آن عمل کند؛ دولت مالک نیست، امانت‌دار است.
۵۷ گزینه ۱: پرمصرف‌ترین‌ها، که معمولا ثروتمندترها هستند: چند خودرو، خانه بزرگ، صنعت پرمصرف
یارانه پنهان انرژی به نسبت مصرف توزیع می‌شود؛ هر که بیشتر مصرف کند سهم بیشتری می‌برد. خانواده بی‌خودرو در خانه کوچک، سهم اندکی از این مال مشترک می‌گیرد.
۵۸ گزینه ۱: چون پولی که میان مردم پخش می‌شود همان‌جا از خریدار داخلی انرژی جمع شده؛ پول تازه‌ای خلق نمی‌شود
این سیاست فقط مسیر همان پول موجود را عوض می‌کند: از خریدار پرمصرف داخلی جمع و میان همه تقسیم می‌شود. تورم از خلق پول تازه می‌آید، نه از جابه‌جایی پول موجود.
۵۹ گزینه ۱: بیرون از اقتصاد داخلی و با قاعده‌ای شفاف نگهداری و مدیریت شود تا پول ملی را گران‌تر از واقع نکند
درآمد ارزی انفال اگر به اقتصاد داخل سرازیر شود، همان زنجیره بیماری هلندی را راه می‌اندازد؛ درس انفال و درس بیماری هلندی مکمل یکدیگرند.
۶۰ گزینه ۱: وقتی مشوق ریسک‌پذیری باشد، آن هم مدت‌دار و سقف‌دار
معافیت برای جبران ریسکِ کار نو منطق دارد؛ پس تاریخ انقضا و سقف می‌خواهد. معافیت دائمی و بی‌سقف دیگر مشوق نیست؛ رانت موروثی است.
۶۱ گزینه ۱: حقوق معلم و کارگر از همان ماه اول مالیات دارد، اما سود سپرده‌های کلان بانکی معاف است
درآمدِ کار در مبدأ مالیات می‌دهد، اما درآمدِ سپرده کلان معاف است. معافیت‌های دائمی معمولا به نفع کسانی است که صدای بلندتری دارند، و بارش بر دوش حقوق‌بگیر خاموش می‌افتد.
۶۲ گزینه ۱: مالیاتِ کسب‌وکار درصدی از سود است؛ بنگاه بی‌سود مالیات نمی‌دهد و زیانش هم اعتبار مالیاتی سال‌های بعد می‌شود
مالیات فقط از برنده‌ها سهم می‌گیرد، آن هم بعد از بردنشان. آنچه تولید را نابود می‌کند تورم است: مالیاتی پنهان و بی‌قانون که پیش از سود، از سفره همه برمی‌دارد.
۶۳ گزینه ۱: انگیزه احتکار خانه و زمین و ارز را کم می‌کند و پس‌انداز را به سمت تولید هدایت می‌کند
وقتی سودِ بی‌مالیاتِ نگه داشتن دارایی خالی کم شود، خانه بیشتر برای سکونت خریده می‌شود نه برای انبار کردن ثروت، و پس‌انداز به دنبال بازده واقعی یعنی تولید می‌رود.
۶۴ گزینه ۱: با علائم بیماری نجنگید؛ تا پنج قاعده اصلی درست نشود، هر برنامه جبرانی را خودِ بیماری می‌بلعد
وقتی قواعد بازی خراب است، حمایت‌ها هم به خوراک همان خرابی بدل می‌شوند: وام حمایتی صرف خرید ملک و ارز می‌شود و دولت ناچار است اداره نظارت تازه‌ای بسازد؛ چرخه‌ای از وصله و رانت.
۶۵ گزینه ۱: اول مهار خلق پول و تورم با شاخص روشن، بعد کشف قیمت انرژی در مزایده ریالی
اصلاح قیمت انرژی در میانه تورم بالا، کبریت انداختن در انبار هیزم است؛ اول باید شیر خلق پول بسته شود و مردم آن را در شاخص‌ها ببینند، بعد قیمت‌های نسبی اصلاح شود.
۶۶ گزینه ۱: انرژی فراوان در خاک خودمان، سرمایه انسانی تحصیل‌کرده، و شوق و جسارت پیشرفت مردم
کمتر کشوری این سه را با هم دارد. وقتی پنج قاعده درست شود، پس‌انداز به تولید می‌رود، صنعت بهینه‌سازی انرژی شغل می‌سازد، و رقابت به جای رابطه برنده را تعیین می‌کند؛ آن‌گاه این مثلث موتور رشد می‌شود.
۶۷ گزینه ۱: این وعده کدام‌یک از پنج قاعده اصلی را درست می‌کند، یا فقط وصله‌ای تازه بر علائم است؟
وعده‌ای که ریشه‌ها (قاعده دلار نفت، نرخ سود آزاد، کسری از بازار، مالیات بی‌استثنا، انرژی با مزایده پس از مهار تورم) را درست نکند، وصله‌ای است که خود بیماری آن را می‌بلعد.