آزمون جامع الفبای اقتصاد

نسخه ۱ · ۶۷ پرسش چهارگزینه‌ای در سه بخش · حدنصاب قبولی: ۵۴ پاسخ درست از ۶۷ (۸۰٪) · زمان پیشنهادی: ۱۲۰ دقیقه

دانش‌آموز: اول درس‌ها را بخوان؛ بعد، از معلمت بخواه این آزمون را برایت برگزار کند.
معلم: این صفحه را چاپ کنید؛ در این صفحه فقط پرسش‌ها آمده است؛ پاسخ‌نامه و توضیح پاسخ‌ها در صفحه‌ای جداگانه است. راهنمای کامل در صفحه معلمان آمده است.
چاپ آزمون پاسخ‌نامه و راهنمای تصحیح

نام و نام خانوادگی:     مدرسه:     تاریخ:  

بخش الف: پایه

۱چه چیزی به پول ارزش می‌دهد؟
  1. اعتماد به اینکه دیگران آن را می‌پذیرند
  2. ماده‌ای که از آن ساخته شده
  3. رنگ و طرحش
  4. عددی که رویش چاپ شده
۲پول کدام سه کار را انجام می‌دهد؟
  1. وسیله‌ی مبادله، واحدِ سنجش، و ذخیره‌ی ارزش
  2. قرض‌گرفتن، مالیات‌گرفتن، و چاپ
  3. پس‌انداز، قرض‌دادن، و بیمه
  4. خرید، فروش، و بخشش
۳پیش از پول، مردم کالاها را مستقیم عوض می‌کردند (پایاپای). چرا این سخت بود؟
  1. هر طرف باید دقیقاً همان چیزی را می‌خواست که دیگری داشت، آن‌هم هم‌زمان
  2. کالاها بیش از حد ارزان بودند
  3. سکه‌ها بیش از حد بودند
  4. بانک‌ها زیادی پول می‌گرفتند
۴اگر کشوری بدونِ تولیدِ کالای بیشتر، پولِ بسیار بیشتری چاپ کند، چه می‌شود؟
  1. قیمت‌ها معمولاً بالا می‌روند؛ پولِ بیشتر در پیِ همان کالاهاست
  2. همه واقعاً ثروتمندتر می‌شوند
  3. خودبه‌خود کالاهای بیشتری پدید می‌آید
  4. هیچ تغییری نمی‌کند
۵هر سکه‌ای که خرجِ یک چیز کنی، سکه‌ای است که نمی‌توانی خرجِ چیزِ دیگر کنی. این… نام دارد
  1. هزینه‌ی فرصت
  2. تورم
  3. بهره
  4. زکات
۶بهترین محکِ اینکه چیزی نیاز است یا خواسته، چیست؟
  1. بپرس اگر نخریش چه آسیبِ واقعی‌ای پیش می‌آید
  2. بپرس آیا دوستانت آن را دارند
  3. بپرس آیا حراج است
  4. بپرس آیا نو است
۷بودجه چیست؟
  1. برنامه‌ای برای پولت: چه می‌آید، چه می‌رود، و چه نگه می‌داری
  2. نوعی حسابِ بانکی
  3. وامی از دولت
  4. مالیاتی بر خرج‌کردن
۸در بودجه‌بندی، «اول به خودت بپرداز» یعنی…
  1. پیش از هر خرجِ اختیاری، کمی پول را به پس‌انداز ببر
  2. پیش از پرداختِ قبض‌ها خوراکی بخر
  3. اول خرج کن و هرچه ماند پس‌انداز کن
  4. اول به دوستان قرض بده
۹چرا یک صندوقِ اضطراریِ کوچک، هدفِ نخستِ هوشمندانه‌ای برای پس‌انداز است؟
  1. تا یک هزینه‌ی غیرمنتظره تو را به بدهی نیندازد
  2. تا بتوانی خواسته‌ها را زودتر بخری
  3. چون قانون آن را الزامی می‌کند
  4. چون بیشترین بهره را می‌دهد
۱۰۱۰۰۰ سکه را یک سال راکد می‌گذاری و قیمت‌ها ۲۰٪ بالا می‌روند. آنچه می‌خرند چه می‌شود؟
  1. کم می‌شود؛ سکه‌ها اکنون حدودِ چیزی را می‌خرند که پیش‌تر ۸۰۰ می‌خرید
  2. بیشتر می‌شود، چون عدد همان است
  3. دقیقاً ثابت می‌ماند
  4. دو برابر می‌شود
۱۱نرخِ بهره چیست؟
  1. قیمتِ قرض‌گرفتنِ پول
  2. مالیاتی که در مغازه افزوده می‌شود
  3. سرعتی که قیمت‌ها بالا می‌روند
  4. ارزشِ پول در خارج
۱۲پس‌انداز در یک سال ۱۲٪ سود می‌گیرد، اما تورم ۲۰٪ است. واقعاً چه بر سرِ پولت می‌آید؟
  1. ارزش از دست می‌دهد؛ بازدهِ حقیقی حدودِ −۸٪ است
  2. به‌بیانِ حقیقی ۱۲٪ رشد می‌کند
  3. ثابت می‌ماند
  4. ۳۲٪ رشد می‌کند
۱۳چرا بدهیِ بهره‌دار، اگر کامل بازپرداخت نشود، می‌تواند آدم را به دام بیندازد؟
  1. بهره‌ی مرکب؛ هزینه‌ها روی بهره‌ی پیشین انباشته می‌شوند، پس مانده می‌تواند سریع‌تر از پرداختت رشد کند
  2. بدهی همیشه ارزشش را به تورم می‌بازد
  3. بانک‌ها فراموش می‌کنند چه کسی به آن‌ها بدهکار است
  4. بهره فقط یک بار گرفته می‌شود
۱۴بیشترِ پولِ تازه در اقتصاد از کجا می‌آید؟
  1. بانک‌ها هنگامِ وام‌دادن آن را می‌آفرینند
  2. بانک مرکزی همه‌اش را نقد چاپ می‌کند
  3. از مالیات می‌آید
  4. مثلِ طلا از زمین درمی‌آید
۱۵برای فرونشاندنِ تورمِ بالا، بانک مرکزی معمولاً…
  1. نرخِ بهره‌ی مرجعش را بالا می‌برد
  2. برای همه پولِ بیشتری چاپ می‌کند
  3. نرخِ مرجعش را پایین می‌آورد
  4. بانک‌ها را می‌بندد
۱۶در مالیه‌ی اسلامی، ربا چیست؟
  1. هزینه‌ای ثابت و تضمین‌شده بر وامِ پول، بابتِ گذرِ زمان
  2. هر سودی که از تجارت به‌دست آید
  3. پولی که به فقرا داده می‌شود
  4. تقسیمِ سود و زیانِ یک کسب‌وکار
۱۷چه چیزی عمدتاً سودِ مشروع را از ربا جدا می‌کند؟
  1. سودِ واقعی در ریسکِ واقعی شریک است؛ ربا سودی است که هرچه شود تضمین شده
  2. سود کوچک است، ربا بزرگ
  3. سود نقدی است، ربا دیجیتال
  4. تفاوتِ واقعی‌ای نیست
۱۸پیامکی از «بانک»‌ات کدِ یک‌بارمصرفت را می‌خواهد تا «جلوی کلاهبرداری را بگیرد». چه باید بکنی؟
  1. هرگز آن را نده؛ قطع کن و خودت با شماره‌ی رسمیِ بانک تماس بگیر
  2. کد را زود بفرست پیش از آنکه حساب بسته شود
  3. کد را بفرست اما رمزِ کارت را نه
  4. روی پیوند بزن تا بررسی کنی
۱۹هر سکه‌ای که خرجِ یک چیز می‌کنی، سکه‌ای است که نمی‌توانی خرجِ چیزِ دیگری کنی. نامِ این ایده چیست؟
  1. هزینه‌ی فرصت
  2. تورم
  3. بهره
  4. بازپرداخت
۲۰در بودجه‌بندی، «اول به خودت بپرداز» یعنی چه؟
  1. پیش از خرج‌کردن روی هر چیزِ اختیاری، کمی پول را به پس‌انداز ببر
  2. پیش از پرداختِ هر قبضی، برای خودت خوراکی بخر
  3. پیش از بانک، بدهیِ دوستانت را بده
  4. اول خرج کن، بعد هرچه ماند پس‌انداز کن
۲۱اگر کشوری صرفاً پولِ بسیار بیشتری چاپ کند، چه می‌شود؟
  1. قیمت‌ها معمولاً بالا می‌روند؛ پولِ بیشتر در پیِ همان کالاها می‌دود
  2. همه واقعاً ثروتمندتر می‌شوند
  3. خودبه‌خود کالاهای بیشتری ساخته می‌شود
  4. هیچ‌چیز اصلاً عوض نمی‌شود
۲۲پس‌اندازت در یک سال ۱۲٪ سود می‌گیرد، اما قیمت‌ها همان سال ۲۰٪ بالا می‌روند. آنچه پولت می‌خرد چه می‌شود؟
  1. کمتر می‌شود؛ بازدهِ حقیقی منفی است
  2. ۱۲٪ بیشتر می‌شود
  3. دقیقاً ثابت می‌ماند
  4. ۸٪ بیشتر می‌شود
۲۳تورم یعنی چه؟
  1. یک جهشِ یک‌باره در قیمتِ یک کالای واحد
  2. افزایشِ عمومی و پیوسته‌ی قیمت‌ها، چنان‌که هر واحدِ پول کمتر می‌خرد
  3. بالا رفتنِ دستمزدها
  4. سقوطِ بازارِ سهام
۲۴سنجه‌ای که قیمتِ یک «سبدِ» ثابت از کالاهای روزمره را دنبال می‌کند، چه نام دارد؟
  1. تولیدِ ناخالصِ داخلی (GDP)
  2. شاخصِ قیمتِ مصرف‌کننده (CPI)
  3. نرخِ ارز
  4. نرخِ بهره
۲۵اگر تورمِ سالانه ۱۰٪ باشد، سبدی که پارسال ۱۰۰ ارزش داشت اکنون حدودِ چند است؟
  1. ۱۰۰
  2. ۱۱۰
  3. ۹۰
  4. ۱٬۰۰۰
۲۶در درازمدت، ژرف‌ترین علتِ تورمِ پایدار چیست؟
  1. رشدِ حجمِ پول بسیار سریع‌تر از رشدِ کالاها
  2. صرفاً آزمندیِ فروشندگان
  3. پس‌اندازِ بیش از حدِ مردم
  4. بدیِ آب‌وهوا
۲۷یک جهشِ یک‌باره در قیمتِ انرژی، بی‌آنکه پولِ بیشتری پشتش باشد، معمولاً…
  1. به‌تنهایی تورمِ دائمی پدید آورد
  2. فروکش کند، مگر آنکه پولِ بیشتر پیوسته به آن دامن بزند
  3. همه‌ی قیمت‌های دیگر را پایین بیاورد
  4. تولید را برای همیشه بالا ببرد
۲۸تورم معمولاً بیش از همه به چه کسی آسیب می‌زند؟
  1. ثروتمندانی که زمین و دیگر دارایی‌های واقعی دارند
  2. دارندگانِ پولِ نقد و درآمدهای ثابت، که کمتر از همه می‌توانند از آن بگریزند
  3. همه را دقیقاً به‌یک‌اندازه
  4. تنها مردمِ کشورهای دیگر را
۲۹سپری استوار در برابرِ خوردنِ پس‌انداز به دستِ تورم آن است که…
  1. تا می‌توانی پولِ نقدِ راکد نگه داری
  2. به‌جای پولِ راکد، در چیزهای واقعی و مولد پس‌انداز کنی
  3. همه‌چیز را بی‌درنگ خرج کنی
  4. نادیده‌اش بگیری و به بهترین امید ببندی
۳۰تورمِ اندک و باثبات…
  1. همیشه فاجعه‌ای بی‌درنگ است
  2. عادی و قابلِ مدیریت است؛ خطر آن‌جاست که بالا یا غیرقابلِ پیش‌بینی شود
  3. دقیقاً همان چیزی است که کاهشِ قیمت‌ها (تورمِ منفی) است
  4. در اقتصادِ امروزی ناممکن است

بخش ب: پیشرفته

۳۱در نهایت چه چیزی به پول ارزش می‌دهد؟
  1. اعتماد؛ به اینکه دیگران آن را به‌گستردگی در پرداخت می‌پذیرند
  2. ماده‌ی گران‌بهایی که از آن ساخته شده
  3. وعده‌ی دولت برای تعویضِ آن با طلا
  4. نقشی که روی اسکناس چاپ شده
۳۲چرا داد‌و‌ستدِ کالا‌به‌کالا (پایاپای) این‌قدر کُند و محدودکننده بود؟
  1. به یک هم‌زمانیِ دوگانه‌ی خواست‌ها نیاز داشت؛ هر طرف باید آنچه دیگری داشت می‌خواست
  2. دولت‌ها آن را ممنوع کرده بودند
  3. سکه‌ای نبود که با آن شمرده شود
  4. کالاها قابلِ حمل نبودند
۳۳کشوری بدونِ تولیدِ کالای بیشتر، پولِ بسیار بیشتری چاپ می‌کند. چه می‌شود؟
  1. قیمت‌ها بالا می‌روند؛ پولِ بیشتری در پیِ همان کالاهاست
  2. ملت واقعاً ثروتمندتر می‌شود
  3. کالاها چند برابر می‌شوند تا با پول جور شوند
  4. هیچ؛ پول و ثروت یک چیزند
۳۴اسکناس‌ها و موجودیِ بانکیِ امروز «پولِ اعتباری (فیات)» هستند. این یعنی چه؟
  1. هیچ پشتوانه‌ی کالایی ندارند؛ ارزششان بر اعتماد، پذیرش و قانون استوار است
  2. هر اسکناس را می‌توان در بانک با وزنِ ثابتی طلا عوض کرد
  3. به‌طورِ کامل با نقره‌ای که بانک مرکزی نگه می‌دارد پشتیبانی می‌شوند
  4. تنها به‌دستِ بانک‌های خصوصی منتشر می‌شوند
۳۵کارتِ اعتباری با کارتِ نقدی (دبیت) چه فرقی دارد؟
  1. پولِ بانک را خرج می‌کند، که باید بعداً بازپس دهی؛ اغلب با بهره
  2. تنها پولی را خرج می‌کند که از پیش داری
  3. نمی‌توان آن را آنلاین به کار برد
  4. بانک مرکزی آن را صادر می‌کند
۳۶خرجِ یک سکه برای یک چیز یعنی نمی‌توان آن را برای چیزِ دیگر خرج کرد. این بده‌بستان همان… است
  1. هزینه‌ی فرصت
  2. بهره‌ی مرکب
  3. ضریبِ فزاینده‌ی پول
  4. کاهشِ ارزش
۳۷۱۰۰۰ سکه را یک سال راکد نگه می‌داری در حالی که قیمت‌ها ۲۰٪ بالا می‌روند. به‌بیانِ حقیقی، پس‌اندازت…
  1. اکنون فقط چیزی را می‌خرد که پیش‌تر حدودِ ۸۰۰ می‌خرید
  2. بیشتر می‌ارزد، چون عدد تغییری نکرده
  3. در آنچه می‌خرند دقیقاً ثابت می‌مانند
  4. به‌خاطرِ رشدِ مرکب دو برابر می‌شوند
۳۸چه چیزی بدهیِ بهره‌دار را، وقتی کامل بازپرداخت نشود، چنین خطرناک می‌کند؟
  1. بهره‌ی مرکب؛ هزینه‌ی بعدی روی بهره هم افزوده می‌شود، پس مانده می‌تواند سریع‌تر از پرداختت رشد کند
  2. بانک‌ها می‌توانند وام‌گیرنده را زندانی کنند
  3. بدهی همیشه ارزشش را به تورم می‌بازد
  4. هرگز نمی‌توان آن را زودتر بازپرداخت کرد
۳۹بیشترِ پولِ تازه در یک اقتصادِ امروزی از کجا می‌آید؟
  1. بانک‌های معمولی هنگامِ وام‌دادن آن را می‌آفرینند و سپرده‌ای تازه در حسابِ وام‌گیرنده می‌نویسند
  2. بانک مرکزی همه‌اش را به‌صورتِ نقد چاپ می‌کند
  3. دولت‌ها آن را به‌صورتِ سکه‌ی طلا ضرب می‌کنند
  4. از مالیات‌های گرفته‌شده می‌آید
۴۰نسبتِ میانِ پایه‌ی کوچکِ پولِ بانک مرکزی و انبوهِ بسیار بزرگ‌ترِ سپرده‌های بانکی، … نامیده می‌شود
  1. ضریبِ فزاینده‌ی پول
  2. نرخِ ارز
  3. نرخِ تورم
  4. نِصاب
۴۱پس‌انداز در یک سال ۱۲٪ سود می‌گیرد در حالی که تورم ۲۰٪ است. نرخِ بهره‌ی حقیقی حدودِ… است
  1. −۸٪؛ پس‌انداز قدرتِ خرید از دست می‌دهد
  2. +۱۲٪؛ همان نرخِ سرخط مهم است
  3. +۳۲٪؛ دو نرخ را جمع می‌کنی
  4. ۰٪؛ یکدیگر را خنثی می‌کنند
۴۲ژرف‌ترین علتِ از‌دست‌دادنِ ارزشِ یک ارز در برابرِ ارزهای دیگر در گذرِ زمان چیست؟
  1. گذاشتن که حجمِ پولش بسیار سریع‌تر از کالاها رشد کند، در حالی که اعتماد فرسوده می‌شود
  2. نگه‌داشتنِ طلای بیش از حد در ذخیره
  3. صادراتِ بیشتر از واردات
  4. نگه‌داشتنِ نرخِ بهره بالاتر از تورم
۴۳چه چیزی سودِ مشروع را از ربا جدا می‌کند؟
  1. سود از مشارکت در ریسکِ واقعی و آوردنِ چیزی واقعی می‌آید؛ ربا سودی است که فارغ از نتیجه تضمین شده
  2. سود همیشه کوچک است، ربا همیشه بزرگ
  3. سود ماهانه پرداخت می‌شود، ربا سالانه
  4. هیچ تفاوتِ واقعی‌ای میانشان نیست
۴۴بر پول و کالای تجاری که بالای نِصاب و به‌مدتِ یک سالِ قمری نگه داشته شود، زکات معمولاً…
  1. ۲٫۵٪ از ثروتِ نگه‌داشته‌شده
  2. ۲۰٪ از درآمدِ سالانه
  3. ۱۰٪ از هر آنچه به‌دست می‌آوری
  4. سکه‌ای ثابت برای هر نفر
۴۵کدام گزینه تکافل (بیمه‌ی تعاونیِ اسلامی) را بهتر توصیف می‌کند؟
  1. اعضا به صندوقی مشترک کمک می‌کنند تا به هرکس که میانشان زیان دید یاری برسانند
  2. شرط‌بندی بر سرِ اینکه بدبیاری رخ می‌دهد یا نه، برای سود
  3. وامی که بر حق‌بیمه بهره می‌گیرد
  4. مالیاتی دولتی بر حوادث
۴۶اصلِ بنیادینِ سرمایه‌گذاریِ حلال چیست؟
  1. کسبِ سود از مالکیتِ چیزهای واقعی و مشارکت در ریسکِ واقعی، نه از وام‌دادنِ پول برای بازدهی تضمین‌شده
  2. گزینشِ هر طرحی که بالاترین بازدهیِ تضمین‌شده را وعده می‌دهد
  3. نگه‌داشتنِ همه‌ی پس‌انداز به‌صورتِ نقد برای ایمنی
  4. گذاشتنِ همه‌چیز در یک کسب‌وکارِ امیدوارکننده
۴۷چرا رمزارزی مانندِ بیت‌کوین جای بدی برای نگه‌داشتنِ پس‌انداز است؟
  1. قیمتش می‌تواند به‌شدت نوسان کند؛ عدمِ قطعیتِ سنگین (غرر)؛ و این فضا پر از کلاهبرداری است
  2. بانک مرکزی آن را صادر و تضمین می‌کند
  3. ارزشش با قانون ثابت شده
  4. بهره‌ای ثابت و امن می‌پردازد
۴۸پولِ دیجیتالِ بانک مرکزی (CBDC) با موجودیِ حسابِ بانکیِ معمولی‌ات چه فرقی دارد؟
  1. CBDC پولِ بانک مرکزی است که مستقیم نگه داشته می‌شود؛ موجودیِ حساب وعده‌ی یک بانکِ خصوصی برای پرداخت به توست
  2. CBDC رمزارزی بدونِ ناشر است
  3. هیچ فرقی نیست؛ هر دو پولِ بانکِ خصوصی‌اند
  4. CBDC تنها می‌تواند پشتوانه‌ی طلا داشته باشد
۴۹کدام ترکیب، روشن‌ترین نشانه‌ی یک کلاهبرداری است؟
  1. فشار برای اقدامِ سریع به‌علاوه‌ی درخواستِ رمز یا کدِ یک‌بارمصرفت
  2. نامه‌ای که با پستِ معمولی می‌رسد
  3. مغازه‌ای که قیمت‌هایش را آشکارا نشان می‌دهد
  4. صورت‌حسابی که ماهی یک‌بار فرستاده می‌شود

بخش ج: نفت، انفال و قواعد بازی

۵۰«بیماری هلندی» یعنی چه؟
  1. ضعیف شدن تولید داخلی در پی ورود درآمد ارزی یک منبع طبیعی و گران شدن پول ملی
  2. بیماری دام‌های هلندی که به صنعت لبنیات ضربه زد
  3. تورم ناشی از واردات بیش از حد کالای خارجی
  4. ورشکستگی بانک‌ها به دلیل وام‌های بی‌پشتوانه
۵۱چرا به این پدیده «هلندی» می‌گویند؟
  1. پس از کشف میدان بزرگ گازی در هلند، صنعت این کشور رو به ضعف رفت و اقتصاددان‌ها این الگو را نام‌گذاری کردند
  2. چون اولین بانک مرکزی جهان در هلند تاسیس شد
  3. چون هلند بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان بود
  4. چون اقتصاددانی هلندی آن را کشف کرد
۵۲زنجیره بیماری هلندی کدام است؟
  1. ورود دلار نفت، گران شدن پول ملی، ارزان شدن واردات و گران شدن صادرات، زمین خوردن تولید داخلی
  2. چاپ پول، تورم، گرانی، سقوط پول ملی
  3. تحریم، کمبود ارز، جیره‌بندی، بازار سیاه
  4. افزایش مالیات، فرار سرمایه، رکود، بیکاری
۵۳چرا بازار به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل دلار نفت را حل کند؟
  1. چون درآمد نفت رانتِ خالص است نه سود تولید، نسبت به کل اقتصاد بزرگ است، و خریدارش خارجی است؛ با جمع این سه شرط، سازوکار قیمت درست تخصیص نمی‌دهد
  2. چون بازار همیشه در همه چیز شکست می‌خورد و دولت باید همه قیمت‌ها را تعیین کند
  3. چون قیمت جهانی نفت را کشورهای قدرتمند تعیین می‌کنند
  4. چون مردم اطلاعات کافی درباره نفت ندارند
۵۴بهترین زمان برای نوشتن قاعده استفاده از دلار نفت چه وقتی است؟
  1. وقتی درآمد نفت کم است؛ چون هنوز گروهی به آن وابسته نشده که در برابر قاعده بایستد
  2. وقتی درآمد نفت زیاد است؛ چون پول کافی برای اجرا هست
  3. هیچ‌وقت؛ درآمد نفت قاعده‌بردار نیست
  4. بعد از رفع کامل تحریم‌ها
۵۵اگر همه دلار نفت صرف سرمایه‌گذاری‌های خوب در داخل شود، آیا خطر بیماری هلندی برطرف می‌شود؟
  1. نه؛ مشکل «محل ورود» است نه «محل خرج»: دلار باز هم وارد اقتصاد داخلی شده و پول ملی را گران‌تر از واقع می‌کند
  2. بله؛ سرمایه‌گذاری همیشه خوب است و مشکلی ایجاد نمی‌کند
  3. بله؛ به شرط اینکه سرمایه‌گذاری در بخش ساختمان باشد
  4. نه؛ چون سرمایه‌گذاری دولتی همیشه زیان‌ده است
۵۶«انفال» یعنی چه؟
  1. ثروت‌های طبیعی مثل نفت و گاز و معادن که به شخص خاصی تعلق ندارند و مال عموم‌اند
  2. اموال دولت که از مالیات جمع شده است
  3. دارایی شرکت‌های دولتی
  4. زمین‌هایی که سند رسمی ندارند
۵۷وقتی انرژی بسیار ارزان‌تر از قیمت واقعی فروخته می‌شود، بیشترین سود به چه کسی می‌رسد؟
  1. پرمصرف‌ترین‌ها، که معمولا ثروتمندترها هستند: چند خودرو، خانه بزرگ، صنعت پرمصرف
  2. خانواده‌های کم‌درآمد که به کمک نیاز دارند
  3. به همه به یک اندازه می‌رسد
  4. فقط به دولت می‌رسد
۵۸چرا پرداخت نقدی و مساوی «سهم انفال» از فروش داخلی انرژی، تورم‌زا نیست؟
  1. چون پولی که میان مردم پخش می‌شود همان‌جا از خریدار داخلی انرژی جمع شده؛ پول تازه‌ای خلق نمی‌شود
  2. چون مبلغ آن کوچک است و اثری ندارد
  3. چون مردم آن را خرج نمی‌کنند و پس‌انداز می‌کنند
  4. اشتباه است؛ هر پرداخت نقدی حتما تورم‌زاست
۵۹با عایدی فروش انفال به خریداران خارجی چه باید کرد؟
  1. بیرون از اقتصاد داخلی و با قاعده‌ای شفاف نگهداری و مدیریت شود تا پول ملی را گران‌تر از واقع نکند
  2. همه‌اش فورا وارد بودجه سالانه دولت شود
  3. با آن دلار ارزان به واردکنندگان داده شود
  4. صرف پرداخت حقوق کارمندان دولت شود
۶۰معافیت مالیاتی چه زمانی معنای درست دارد؟
  1. وقتی مشوق ریسک‌پذیری باشد، آن هم مدت‌دار و سقف‌دار
  2. برای هر صنعتی که اشتغال ایجاد می‌کند، برای همیشه
  3. برای همه صادرکنندگان، بدون قید و شرط
  4. معافیت مالیاتی هیچ‌وقت معنا ندارد
۶۱کدام مقایسه، ناعادلانه بودن معافیت‌های فعلی را نشان می‌دهد؟
  1. حقوق معلم و کارگر از همان ماه اول مالیات دارد، اما سود سپرده‌های کلان بانکی معاف است
  2. مالیات رستوران‌ها از مالیات داروخانه‌ها بیشتر است
  3. مالیات شهرهای بزرگ از روستاها بیشتر است
  4. کارمندان دولت مالیات نمی‌دهند اما کارگران می‌دهند
۶۲جمله «مالیات تولید را نابود می‌کند» چه اشکالی دارد؟
  1. مالیاتِ کسب‌وکار درصدی از سود است؛ بنگاه بی‌سود مالیات نمی‌دهد و زیانش هم اعتبار مالیاتی سال‌های بعد می‌شود
  2. هیچ اشکالی ندارد؛ مالیات همیشه تولید را نابود می‌کند
  3. مالیات فقط از کارگران گرفته می‌شود، نه از تولید
  4. تولیدکنندگان اصلا مشمول مالیات نیستند
۶۳مالیات بر عایدی سرمایه چه اثری دارد؟
  1. انگیزه احتکار خانه و زمین و ارز را کم می‌کند و پس‌انداز را به سمت تولید هدایت می‌کند
  2. قیمت خانه را برای همه گران‌تر می‌کند
  3. فقط درآمد دولت را زیاد می‌کند و اثر دیگری ندارد
  4. باعث می‌شود مردم دیگر خانه نخرند
۶۴«قاعده ششم» چه می‌گوید؟
  1. با علائم بیماری نجنگید؛ تا پنج قاعده اصلی درست نشود، هر برنامه جبرانی را خودِ بیماری می‌بلعد
  2. برای هر مشکل اقتصادی یک نهاد حمایتی تازه بسازید
  3. دولت باید قیمت همه کالاها را کنترل کند
  4. اول باید همه یارانه‌ها را قطع کرد
۶۵ترتیب درست اصلاح قیمت انرژی کدام است؟
  1. اول مهار خلق پول و تورم با شاخص روشن، بعد کشف قیمت انرژی در مزایده ریالی
  2. اول گران کردن انرژی تا دولت پول کافی داشته باشد، بعد مهار تورم
  3. هر دو هم‌زمان و ناگهانی
  4. ترتیب مهم نیست؛ نتیجه یکی است
۶۶«مثلث طلایی ایران» به کدام سه گنج اشاره دارد؟
  1. انرژی فراوان در خاک خودمان، سرمایه انسانی تحصیل‌کرده، و شوق و جسارت پیشرفت مردم
  2. نفت، طلا، و ذخایر ارزی
  3. موقعیت جغرافیایی، جمعیت زیاد، و زمین‌های کشاورزی
  4. صنعت خودرو، پتروشیمی، و فولاد
۶۷رای‌دهنده آگاه، هر وعده انتخاباتی را با کدام سنجه می‌سنجد؟
  1. این وعده کدام‌یک از پنج قاعده اصلی را درست می‌کند، یا فقط وصله‌ای تازه بر علائم است؟
  2. این وعده چقدر سریع اجرا می‌شود؟
  3. این وعده برای شهر من چه نفعی دارد؟
  4. این نامزد چند بار وعده‌اش را تکرار کرده است؟