درسها ← قدم سوم: بانک و خلق پول
اسلام سود را تشویق میکند اما ربا را حرام. اگر بهره فقط «سودِ یک وام» است، خطِ مرز دقیقاً کجاست؟
قرآن آن را مستقیم میگوید: «خدا دادوستد را حلال و ربا را حرام کرده است» (بقره ۲:۲۷۵). این یکی از معدود احکامِ اقتصادی است که میانِ همهی مذاهب؛ سنی و شیعه؛ مورد اتفاق است.
در یک فروش یا مشارکتِ واقعی، کسی که سود میبرد خطری حقیقی بهجان میخرد؛ کالا ممکن است فاسد شود یا فروش نرود، کسبوکار شکست بخورد؛ و چیزی واقعی میآورد: کالا، خدمت، تلاش، یا سرمایهای که در معرضِ زیان است. سود پاداشِ آن خطر و آن سهم است. دو طرف با رضایتِ دوسویه دادوستد میکنند، هرکدام امیدِ سود دارد و به هیچکدام نتیجهای ثابت وعده داده نشده.
ربا افزایشی ثابت و ازپیشتعیینشده بر وامِ پول، صرفاً بهخاطرِ گذشتِ زمان است، که هر طور هم وامگیرنده پیش برود، بدهکار است. وامدهنده سودی تضمینشده دارد بیآنکه هیچیک از خطرِ کسبوکار را بپذیرد؛ وامگیرنده همهی آن را به دوش میکشد. پول وادار میشود پول «بزاید»، جدا از هر تولیدِ واقعی. قرآن این خط را بهمثابهی عدالت میبیند: ربا را واگذار و «اصلِ سرمایهتان از آنِ شماست؛ نه ستم میکنید و نه بر شما ستم میرود» (بقره ۲:۲۷۹).
حرامکردنِ ربا، سرمایهگذاری یا قرضدادن را حرام نمیکند. به سوی مشارکت در سود و زیان اشاره میکند: تأمینِ مالیِ یک کسبوکار بهعنوانِ شریکی که در سود و زیانش سهیم است، دادوستدِ داراییهای واقعی با حاشیهی سودِ آشکار و توافقی، یا اجاره. قرضِ بیبهرهی نیکوکارانه (قرضالحسنه) نیاز را بیهیچ سودی برمیآورد. در هر مورد، تأمینکننده با درمعرضِنتیجهبودنِ واقعی سود میبرد؛ بازدهی گرهخورده به فعالیتِ واقعی، نه وعدهدادهشده با ساعت. (نگاه کنید به «سرمایهگذاریِ حلال چیست؟»)
اصلِ حرمت مورد اتفاق است؛ عالمانِ مذاهب در برخی جزئیات و در چگونگیِ کاربستِ آن بر ابزارهای امروزیِ خاص اختلاف دارند؛ پرسشهایی برای فقیهانِ صاحبصلاحیت، نه چیزی که اینجا فیصله یابد.