درسها ← قدم ششم: حسابوکتاب خودت
قرض میتواند پل باشد یا باتلاق؛ تفاوت در آن است که چه چیزی را تأمین میکند و چه هزینهای دارد.
قرضگرفتن برای چیزی که میماند یا درآمد میسازد؛ ابزارِ کار، آموزش، گاه یک خانه؛ میتواند بهمرور هزینهاش را جبران کند. قرضگرفتن برای خواستههای گذرا؛ تازهترین وسیله، خرجِ روزمره فراتر از توان؛ هزینه را مدتها پس از رفتنِ لذت باقی میگذارد. آزمونی ساده پیش از قرض: آیا این هنوز هنگامِ آخرین قسط برایم ارزش خواهد داشت؟
دام معمولاً بهرهی مرکب است. وقتی بدهی بهره میگیرد و کامل بازپرداخت نمیشود، هزینهی بعدی روی بهره هم حساب میشود؛ پس مانده میتواند تندتر از آنچه میپردازی رشد کند، بهویژه در کارتِ اعتباری و وامهای کوتاهمدت. آنچه کسریِ کوچکی آغاز میشود میتواند به بدهیای بدل شود که از خودش تغذیه میکند. برای این مخاطب این همانجاست که ربا مینشیند: بدهیِ بهرهدار دقیقاً همان باری است که حرمت میکوشد مردم را از آن برهاند.
چند عادت نمیگذارد بدهی محاصرهات کند: یک صندوقِ اضطراری بساز تا پیشامدها به قرض وادارت نکنند؛ برای خواستهها پسانداز را بر قرض ترجیح بده؛ اگر ناچار به قرضی، تا میتوانی کمکِ بیبهره برگزین؛ یک قرضالحسنه از خانواده، صندوقهای مردمی، یا ترتیبهای واقعاً بیبهره. اگر همین حالا بدهکاری، هر مانده را فهرست کن، نخست به پرهزینهترین حمله کن، و برای پرداختِ کهنه، تازه قرض نگیر. بدهی وقتی تندتر آب میرود که از خوراکدادن به آن دست برداری.