همان بانک سوال آزمون رسمی؛ اینجا خودت تمرین میکنی و همان لحظه پاسخ و توضیح را میبینی. گواهی فقط بر پایه آزمون حضوری زیر نظر معلم صادر میشود.
بخش الف: پایه
۱چه چیزی به پول ارزش میدهد؟
پول؛ سکه، اسکناس، یا عددهایی روی صفحه؛ کار میکند چون مردم به آن اعتماد دارند و میپذیرندش، نه بهخاطرِ آنچه از آن ساخته شده.
۲پول کدام سه کار را انجام میدهد؟
پول وسیلهی مبادله است (برای دادوستد)، واحدِ سنجش (برای اندازهگیریِ ارزش)، و ذخیرهی ارزش (برای نگهداشتنِ ارزش برای بعد).
۳پیش از پول، مردم کالاها را مستقیم عوض میکردند (پایاپای). چرا این سخت بود؟
پایاپای به «همزمانیِ دوگانهی خواستها» نیاز دارد؛ باید کسی را بیابی که آنچه میخواهی دارد و آنچه تو داری میخواهد، آنهم همزمان. پول این گلوگاه را برمیدارد.
۴اگر کشوری بدونِ تولیدِ کالای بیشتر، پولِ بسیار بیشتری چاپ کند، چه میشود؟
پول ادعایی بر چیزهای واقعی است، نه خودِ ثروت. چاپِ بیشتر کالای بیشتری نمیسازد، پس قیمتها معمولاً بالا میروند؛ این تورم است.
۵هر سکهای که خرجِ یک چیز کنی، سکهای است که نمیتوانی خرجِ چیزِ دیگر کنی. این… نام دارد
پول محدود است، پس هر سکهای که برای یک چیز خرج شود سکهای است که برای چیزِ دیگر خرج نشده؛ این هزینهی فرصتِ آن است.
۶بهترین محکِ اینکه چیزی نیاز است یا خواسته، چیست؟
اگر نخریدنش آسیبِ واقعی بزند؛ گرسنگی، سرما، نرسیدنِ دارو؛ نیاز است. اگر فقط لذت یا اعتبارِ کمتر باشد، خواسته است.
۷بودجه چیست؟
بودجه فقط برنامهای برای پولِ توست؛ چه میآید، چه میرود، و چه نگه میداری. نوشتنش نگرانیِ مبهم را به مهارِ روشن بدل میکند.
۸در بودجهبندی، «اول به خودت بپرداز» یعنی…
«اول به خودت بپرداز» یعنی همینکه پول رسید پسانداز را کنار بگذاری؛ نه اینکه امید داشته باشی آخرش چیزی بماند.
۹چرا یک صندوقِ اضطراریِ کوچک، هدفِ نخستِ هوشمندانهای برای پسانداز است؟
صندوقِ اضطراری هزینههای ناگهانی را پوشش میدهد، تا یک هزینهی غیرمنتظره تو را به بدهیِ بهرهدار نکشاند.
۱۰۱۰۰۰ سکه را یک سال راکد میگذاری و قیمتها ۲۰٪ بالا میروند. آنچه میخرند چه میشود؟
شمارِ سکهها تغییر نمیکند (اسمی)، اما آنچه میخرند (حقیقی) کم میشود. پولِ راکد ارزشش را به تورم میبازد؛ پس نگذار پسانداز در پولِ پُرتورم راکد بماند.
۱۱نرخِ بهره چیست؟
نرخِ بهره چیزی است که وامگیرنده افزون بر مبلغِ قرض میپردازد (و پساندازکننده بهدست میآورد)؛ معمولاً درصدی در سال.
۱۲پسانداز در یک سال ۱۲٪ سود میگیرد، اما تورم ۲۰٪ است. واقعاً چه بر سرِ پولت میآید؟
آنچه مهم است نرخِ حقیقی است، پس از تورم: ۱۲٪ − ۲۰٪ = −۸٪. حتی با بهره، پولت کمتر از پیش میخرد.
۱۳چرا بدهیِ بهرهدار، اگر کامل بازپرداخت نشود، میتواند آدم را به دام بیندازد؟
با بهرهی مرکب، هزینهی بعدی روی بهره هم افزوده میشود، پس مانده میتواند سریعتر از پرداختت رشد کند؛ بهویژه در کارتهای اعتباری و وامهای کوتاهمدت. بدهی وقتی سریعتر آب میرود که از تغذیهاش دست بکشی.
۱۴بیشترِ پولِ تازه در اقتصاد از کجا میآید؟
بیشترِ پول را بانک مرکزی چاپ نمیکند؛ بانکها هنگامِ وامدادن آن را میآفرینند و سپردهای تازه در حسابِ وامگیرنده مینویسند. وقتی وام بازپرداخت شود، آن پول دوباره ناپدید میشود.
۱۵برای فرونشاندنِ تورمِ بالا، بانک مرکزی معمولاً…
بانک مرکزی نرخی مرجع تعیین میکند که به هر وام و حسابِ پسانداز سرایت میکند. بالا بردنش قرضگرفتن را گرانتر میکند، خرجکردن آرام میشود و تورم معمولاً فرومینشیند.
۱۶در مالیهی اسلامی، ربا چیست؟
ربا افزایشی ثابت و ازپیشتعیینشده بر وامِ پول است که تنها بابتِ زمان بدهکار میشود؛ وامدهنده سودش تضمین است بیآنکه ریسکی بپذیرد. نهیِ آن میانِ مذاهبِ اسلامی، سنی و شیعه، موردِ اتفاق است (قرآن، بقره ۲:۲۷۵).
۱۷چه چیزی عمدتاً سودِ مشروع را از ربا جدا میکند؟
در تجارت یا شراکتِ واقعی، سودبرنده ریسکی حقیقی میپذیرد و چیزی واقعی میآورد؛ سود پاداشِ آن است. ربا سودِ وامدهنده را تضمین میکند در حالی که همهی ریسک بر دوشِ وامگیرنده است؛ پولی که قرار است پول بزاید، جدا از تولیدِ واقعی.
۱۸پیامکی از «بانک»ات کدِ یکبارمصرفت را میخواهد تا «جلوی کلاهبرداری را بگیرد». چه باید بکنی؟
هیچ بانکِ واقعیای کدِ یکبارمصرف یا رمزت را نمیخواهد. شتاب، ابزارِ اصلیِ کلاهبردار است؛ آرام باش و با شمارهی رسمی راستیآزمایی کن، نه با پیوند یا شمارهای که آنها میدهند.
۱۹هر سکهای که خرجِ یک چیز میکنی، سکهای است که نمیتوانی خرجِ چیزِ دیگری کنی. نامِ این ایده چیست؟
هزینهی فرصت، ارزشِ چیزی است که با برگزیدنِ یک چیز بهجای دیگری از دست میدهی؛ هر انتخاب یکی دارد.
۲۰در بودجهبندی، «اول به خودت بپرداز» یعنی چه؟
«اول به خودت بپرداز» یعنی همینکه پول میرسد، پسانداز را کنار بگذاری؛ بهجای امید به اینکه آخرِ ماه چیزی بماند.
۲۱اگر کشوری صرفاً پولِ بسیار بیشتری چاپ کند، چه میشود؟
پول ادعایی بر چیزهای واقعی است، نه خودِ ثروت. چاپِ بیشتر، کالای بیشتری نمیسازد، پس قیمتها معمولاً بالا میروند؛ این تورم است.
۲۲پساندازت در یک سال ۱۲٪ سود میگیرد، اما قیمتها همان سال ۲۰٪ بالا میروند. آنچه پولت میخرد چه میشود؟
آنچه مهم است نرخِ حقیقی است، پس از تورم: ۱۲٪ − ۲۰٪ = −۸٪. حتی با بهرهی پرداختی، پولت کمتر از پیش میخرد.
۲۳تورم یعنی چه؟
تورم بالا رفتنِ گسترده و پایدارِ سطحِ عمومیِ قیمتهاست؛ نه جابهجاییِ یکبارهی یک قیمت. تا ادامه دارد، همان پول کمتر میخرد.
۲۴سنجهای که قیمتِ یک «سبدِ» ثابت از کالاهای روزمره را دنبال میکند، چه نام دارد؟
شاخصِ قیمتِ مصرفکننده هزینهی یک سبدِ ثابت از کالاها و خدمات را در گذرِ زمان میسنجد؛ تغییرِ این شاخص همان نرخِ تورمِ سرخط است.
۲۵اگر تورمِ سالانه ۱۰٪ باشد، سبدی که پارسال ۱۰۰ ارزش داشت اکنون حدودِ چند است؟
۱۰٪ افزون بر ۱۰۰ میشود ۱۱۰؛ همان کالاها پس از یک سال حدودِ ۱۰٪ گرانترند.
۲۶در درازمدت، ژرفترین علتِ تورمِ پایدار چیست؟
وقتی حجمِ پول بسیار سریعتر از کالاهایی که میتواند بخرد رشد کند، پولِ بیشتر در پیِ همان کالاها میدود و قیمتها بالا میرود؛ نظریهی مقداریِ پول.
یک شوکِ تنها، قیمتها را یک بار بالا میبرد؛ تنها در صورتی به تورمِ پیوسته بدل میشود که پول پیوسته گسترده شود و آن را نگه دارد.
۲۸تورم معمولاً بیش از همه به چه کسی آسیب میزند؟
داراییهای واقعی معمولاً پابهپای قیمتها پیش میروند، اما پولِ نقد و درآمدهای ثابت ارزش میبازند؛ پس تورم بیش از همه بر کسانی فرود میآید که کمتر میتوانند از پول بیرون بروند.
۲۹سپری استوار در برابرِ خوردنِ پسانداز به دستِ تورم آن است که…
پولِ راکد با بالا رفتنِ قیمتها ارزش میبازد؛ پسانداز در داراییهای واقعی و مولد کمک میکند تا پسانداز قدرتِ خریدِ خود را نگه دارد.
۳۰تورمِ اندک و باثبات…
تورمِ کم و باثبات ویژگیِ معمولِ بیشترِ اقتصادهاست؛ زیانِ واقعی از تورمِ بالا یا بینظمی میآید که کسی نمیتواند برای آن برنامه بریزد.
بخش ب: پیشرفته
۳۱در نهایت چه چیزی به پول ارزش میدهد؟
پول هر چیزی است که یک جامعه آن را بهگستردگی در پرداخت میپذیرد؛ آنچه آن را پول میکند اعتماد و پذیرش است، نه آنچه از آن ساخته شده.
۳۲چرا دادوستدِ کالابهکالا (پایاپای) اینقدر کُند و محدودکننده بود؟
پایاپای به همزمانیِ دوگانهی خواستها نیاز دارد؛ باید کسی را بیابی که آنچه میخواهی دارد و آنچه تو داری میخواهد، آنهم همزمان. پول این گلوگاه را برمیدارد.
۳۳کشوری بدونِ تولیدِ کالای بیشتر، پولِ بسیار بیشتری چاپ میکند. چه میشود؟
پول ادعایی بر چیزهای واقعی است، نه خودِ ثروت. چاپِ بیشتر کالای بیشتری نمیسازد، پس پولِ بیشتری که در پیِ همان کالاهاست فقط قیمتها را بالا میبرد؛ این تورم است.
۳۴اسکناسها و موجودیِ بانکیِ امروز «پولِ اعتباری (فیات)» هستند. این یعنی چه؟
اسکناسها زمانی وعدهی پرداختِ فلز به دارنده بودند؛ پولِ اعتباریِ امروز هیچ پشتوانهی کالایی ندارد و تنها بر پایهی اعتماد، پذیرشِ گسترده و قانون ارزش دارد.
۳۵کارتِ اعتباری با کارتِ نقدی (دبیت) چه فرقی دارد؟
کارتِ نقدی پولِ خودت را جابهجا میکند؛ کارتِ اعتباری با پولِ بانک میپردازد که بعداً بازپس میدهی؛ و اگر کامل بازپرداخت نشود، معمولاً بهره میگیرد. عادتِ ایمن آن است که اعتبار را پلی کوتاه بدانی که کامل بازپرداخت میشود.
۳۶خرجِ یک سکه برای یک چیز یعنی نمیتوان آن را برای چیزِ دیگر خرج کرد. این بدهبستان همان… است
پول محدود است، پس هر سکهای که برای یک چیز خرج شود، سکهای است که برای چیزِ دیگر خرج نشده؛ این هزینهی فرصتِ آن است. این جانِ تصمیمِ نیاز در برابرِ خواسته است.
۳۷۱۰۰۰ سکه را یک سال راکد نگه میداری در حالی که قیمتها ۲۰٪ بالا میروند. بهبیانِ حقیقی، پساندازت…
شمارِ سکهها تغییر نکرده (اسمی)، اما آنچه میخرند (حقیقی) کم شده: پس از ۲۰٪ تورم، ۱۰۰۰ سکه تقریباً چیزی را میخرد که پیشتر ۸۰۰ میخرید. تورم مالیاتی خاموش بر پساندازِ راکد است.
۳۸چه چیزی بدهیِ بهرهدار را، وقتی کامل بازپرداخت نشود، چنین خطرناک میکند؟
با بهرهی مرکب، هزینهها روی بهرهی پیشین انباشته میشوند، پس مانده میتواند سریعتر از پرداختت رشد کند؛ بهویژه در کارتهای اعتباری و وامهای کوتاهمدت. بدهی وقتی سریعتر آب میرود که از تغذیهاش دست بکشی.
۳۹بیشترِ پولِ تازه در یک اقتصادِ امروزی از کجا میآید؟
بیشترِ پول را بانک مرکزی چاپ نمیکند؛ بانکها هنگامِ وامدادن آن را میآفرینند و سپردهای کاملاً تازه در حسابِ وامگیرنده مینویسند. وقتی وام بازپرداخت شود، آن پول دوباره از میان میرود.
۴۰نسبتِ میانِ پایهی کوچکِ پولِ بانک مرکزی و انبوهِ بسیار بزرگترِ سپردههای بانکی، … نامیده میشود
پایهی کوچکی از پولِ بانک مرکزی زیرِ انبوهِ بسیار بزرگترِ پولِ سپردهای مینشیند؛ نسبتِ میانِ آنها ضریبِ فزایندهی پول است. بانک مرکزی این تَل را با نرخِ بهره و قواعدِ ذخیره هدایت میکند.
۴۱پسانداز در یک سال ۱۲٪ سود میگیرد در حالی که تورم ۲۰٪ است. نرخِ بهرهی حقیقی حدودِ… است
آنچه مهم است نرخِ حقیقی است، پس از تورم: ۱۲٪ − ۲۰٪ = −۸٪. حتی با بهرهی پرداختی، پساندازکننده باز هم قدرتِ خرید از دست میدهد.
۴۲ژرفترین علتِ ازدستدادنِ ارزشِ یک ارز در برابرِ ارزهای دیگر در گذرِ زمان چیست؟
افتِ یک ارز در خارج معمولاً همان داستانِ تورم در داخل است: پولِ بیشازحد و اعتمادِ کم. وقتی سریعتر از رشدِ کالاها رقیق شود، در داخل کمتر میخرد و بهزودی در خارج هم؛ ارزِ روبهکاهش و تورمِ داخلی دو رویِ یک سکهاند.
۴۳چه چیزی سودِ مشروع را از ربا جدا میکند؟
در یک خریدوفروش یا شراکتِ واقعی، سودبرنده ریسکی حقیقی میپذیرد (کالا ممکن است نفروشد، کسبوکار شکست بخورد) و چیزی واقعی میآورد؛ سود پاداشِ آن است. ربا سودِ وامدهنده را تضمین میکند در حالی که همهی ریسک بر دوشِ وامگیرنده است؛ پولی که قرار است پول بزاید، جدا از تولیدِ واقعی.
۴۴بر پول و کالای تجاری که بالای نِصاب و بهمدتِ یک سالِ قمری نگه داشته شود، زکات معمولاً…
زکات حقی واجب و سالانه بر ثروتِ انباشته است. بر پول، پسانداز و کالای تجاری نرخش معمولاً ۲٫۵٪ است؛ برشی کوچک از آنچه نگه داشته میشود، نه از آنچه درمیآوری؛ پس از آنکه ثروت از آستانهی نِصاب بگذرد و یک سالِ قمری نگه داشته شود. (دستههای دیگر مانندِ غلات نرخِ خود را دارند.)
۴۵کدام گزینه تکافل (بیمهی تعاونیِ اسلامی) را بهتر توصیف میکند؟
تکافل الگویی تعاونی است: اعضا بهعنوانِ بخشش (تبرّع) به صندوقی مشترک کمک میکنند تا به هرکس که زیانِ تحتِپوشش دید یاری برسانند؛ مازاد ممکن است بازگردانده شود. با اینکه کمکها هدیهای برای یاریِ متقابلاند؛ نه شرطبندی برای سود؛ و صندوق شفاف اداره میشود، میکوشد خیرِ بیمه را نگه دارد و جنبهی شرطبندی و بهره را بردارد.
۴۶اصلِ بنیادینِ سرمایهگذاریِ حلال چیست؟
سرمایهگذاریِ حلال یک اصل را در کانون نگه میدارد: با مالکیتِ چیزهای واقعی و مشارکت در ریسکِ واقعی (مثلِ شراکت، یا مالکیتِ یک داراییِ مولد) سود میبری، نه با وامدادنِ پول برای بازدهی تضمینشده؛ همین درمعرضبودن است که سودِ مشروع را از ربا جدا میکند. احتیاطِ معمول هم سرِجای خود است، بهویژه تنوعبخشی، و باید به هر بازدهیِ بالای «تضمینشده» مشکوک بود.
۴۷چرا رمزارزی مانندِ بیتکوین جای بدی برای نگهداشتنِ پسانداز است؟
رمزارز نشانهای دیجیتال روی دفترِ کلِ مشترک است که هیچ دولتی آن را منتشر نمیکند. قیمتش میتواند در یک هفته نصف شود، پس بیشتر مثلِ قمار رفتار میکند تا پول؛ غررِ سنگین (عدمِ قطعیتِ افراطی)، و این فضا پر از کلاهبرداری است. این همان CBDC نیست، که پولی رسمی و باثبات است.
۴۸پولِ دیجیتالِ بانک مرکزی (CBDC) با موجودیِ حسابِ بانکیِ معمولیات چه فرقی دارد؟
پولِ نقدِ در دست، پولِ بانک مرکزی است؛ موجودیِ بانکی پولِ بانکِ خصوصی است (وعدهی بانکت برای پرداختِ نقد به تو). CBDC پولِ بانک مرکزی را بهشکلِ دیجیتال به مردم میدهد؛ مثلِ نقدِ الکترونیکی. این پولی رسمی و باثبات است، کاملاً برخلافِ رمزارز.
۴۹کدام ترکیب، روشنترین نشانهی یک کلاهبرداری است؟
نشانههای کلاهبرداری فارغ از داستان تکرار میشوند: فشار برای اقدامِ سریع، درخواستِ رمز/پین/کدِ یکبارمصرف، پرداختِ سختبازگشت، تماسِ ناگهانی، و اصرار بر پنهانکاری. هر کدام بهتنهایی باید متوقفت کند؛ با هم تقریباً امضای کلاهبرداریاند. آرام باش، هرگز کدِ یکبارمصرف را نده، و با شمارهی رسمیِ نهاد راستیآزمایی کن.
بخش ج: نفت، انفال و قواعد بازی
۵۰«بیماری هلندی» یعنی چه؟
بیماری هلندی از ثروت شروع میشود، نه از فقر: دلار منبع طبیعی وارد اقتصاد میشود، پول ملی گرانتر از واقع میشود، و صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزان میبازند.
۵۱چرا به این پدیده «هلندی» میگویند؟
در سال ۱۹۵۹ یکی از بزرگترین میدانهای گازی جهان در هلند کشف شد؛ درآمد صادرات گاز بالا رفت اما صنعت هلند از رقابت جهانی جا ماند. این الگو «بیماری هلندی» نام گرفت.
۵۲زنجیره بیماری هلندی کدام است؟
هیچکس در این زنجیره بدجنس نیست؛ نتیجه جمعیِ رفتارهای منطقی، ضعیف شدن تولیدی است که باید نان نسل بعد را بدهد. پژوهشها روی دادههای ایران همین الگو را نشان دادهاند.
۵۳چرا بازار بهتنهایی نمیتواند مشکل دلار نفت را حل کند؟
این استثنا شناختهشده است: وقتی رانتِ یک موهبت طبیعی هم بزرگ باشد و هم از بیرون بیاید، تخصیص آن به یک قاعده عمومی و شفاف نیاز دارد؛ بازار برای بقیه اقتصاد است.
۵۴بهترین زمان برای نوشتن قاعده استفاده از دلار نفت چه وقتی است؟
اجماع را باید وقتی ساخت که سفره کوچک است و ذینفع فربهی پشت آن نیست؛ روزی که درآمد برگردد، برای قاعده گذاشتن دیر است.
۵۵اگر همه دلار نفت صرف سرمایهگذاریهای خوب در داخل شود، آیا خطر بیماری هلندی برطرف میشود؟
حتی خرجِ خوب هم دلار را به اقتصاد داخلی تزریق میکند. برای همین کشورهایی مثل نروژ عواید را بیرون از اقتصاد داخلی نگه میدارند و با قاعده ثابت برداشت میکنند.
۵۶«انفال» یعنی چه؟
واژه انفال از قرآن آمده و اصل ۴۵ قانون اساسی هم میگوید انفال در اختیار حکومت است تا بر طبق مصالح عامه درباره آن عمل کند؛ دولت مالک نیست، امانتدار است.
۵۷وقتی انرژی بسیار ارزانتر از قیمت واقعی فروخته میشود، بیشترین سود به چه کسی میرسد؟
یارانه پنهان انرژی به نسبت مصرف توزیع میشود؛ هر که بیشتر مصرف کند سهم بیشتری میبرد. خانواده بیخودرو در خانه کوچک، سهم اندکی از این مال مشترک میگیرد.
۵۸چرا پرداخت نقدی و مساوی «سهم انفال» از فروش داخلی انرژی، تورمزا نیست؟
این سیاست فقط مسیر همان پول موجود را عوض میکند: از خریدار پرمصرف داخلی جمع و میان همه تقسیم میشود. تورم از خلق پول تازه میآید، نه از جابهجایی پول موجود.
۵۹با عایدی فروش انفال به خریداران خارجی چه باید کرد؟
درآمد ارزی انفال اگر به اقتصاد داخل سرازیر شود، همان زنجیره بیماری هلندی را راه میاندازد؛ درس انفال و درس بیماری هلندی مکمل یکدیگرند.
۶۰معافیت مالیاتی چه زمانی معنای درست دارد؟
معافیت برای جبران ریسکِ کار نو منطق دارد؛ پس تاریخ انقضا و سقف میخواهد. معافیت دائمی و بیسقف دیگر مشوق نیست؛ رانت موروثی است.
۶۱کدام مقایسه، ناعادلانه بودن معافیتهای فعلی را نشان میدهد؟
درآمدِ کار در مبدأ مالیات میدهد، اما درآمدِ سپرده کلان معاف است. معافیتهای دائمی معمولا به نفع کسانی است که صدای بلندتری دارند، و بارش بر دوش حقوقبگیر خاموش میافتد.
۶۲جمله «مالیات تولید را نابود میکند» چه اشکالی دارد؟
مالیات فقط از برندهها سهم میگیرد، آن هم بعد از بردنشان. آنچه تولید را نابود میکند تورم است: مالیاتی پنهان و بیقانون که پیش از سود، از سفره همه برمیدارد.
۶۳مالیات بر عایدی سرمایه چه اثری دارد؟
وقتی سودِ بیمالیاتِ نگه داشتن دارایی خالی کم شود، خانه بیشتر برای سکونت خریده میشود نه برای انبار کردن ثروت، و پسانداز به دنبال بازده واقعی یعنی تولید میرود.
۶۴«قاعده ششم» چه میگوید؟
وقتی قواعد بازی خراب است، حمایتها هم به خوراک همان خرابی بدل میشوند: وام حمایتی صرف خرید ملک و ارز میشود و دولت ناچار است اداره نظارت تازهای بسازد؛ چرخهای از وصله و رانت.
۶۵ترتیب درست اصلاح قیمت انرژی کدام است؟
اصلاح قیمت انرژی در میانه تورم بالا، کبریت انداختن در انبار هیزم است؛ اول باید شیر خلق پول بسته شود و مردم آن را در شاخصها ببینند، بعد قیمتهای نسبی اصلاح شود.
۶۶«مثلث طلایی ایران» به کدام سه گنج اشاره دارد؟
کمتر کشوری این سه را با هم دارد. وقتی پنج قاعده درست شود، پسانداز به تولید میرود، صنعت بهینهسازی انرژی شغل میسازد، و رقابت به جای رابطه برنده را تعیین میکند؛ آنگاه این مثلث موتور رشد میشود.
۶۷رایدهنده آگاه، هر وعده انتخاباتی را با کدام سنجه میسنجد؟
وعدهای که ریشهها (قاعده دلار نفت، نرخ سود آزاد، کسری از بازار، مالیات بیاستثنا، انرژی با مزایده پس از مهار تورم) را درست نکند، وصلهای است که خود بیماری آن را میبلعد.