درس‌ها ← قدم پنجم: نفت، انفال و بیماری هلندی

سهم انفال: پرداخت مستقیم یا یارانه پنهان؟

نفت، گاز و معادن مال مشترک همه ایرانیان است. دو راه برای رساندن این مال به صاحبانش هست: فروش ارزان به بعضی‌ها، یا فروش به قیمت واقعی و تقسیم مساوی میان همه. این درس نشان می‌دهد این دو راه چه تفاوت بزرگی دارند.

ایده اصلی: وقتی دولت انرژی را ارزان‌تر از قیمت واقعی می‌فروشد، در واقع دارد مال مشترک همه را به نسبت مصرف تقسیم می‌کند؛ و چون پرمصرف‌ها معمولا ثروتمندترها هستند، بخش بزرگ‌ترِ این «یارانه پنهان» به کسانی می‌رسد که کمتر به آن نیاز دارند. راه دیگر این است: مال مشترک به بالاترین قیمت فروخته شود و حاصلش نقدی و مساوی میان همه تقسیم شود، با نام درست خودش: سهم انفال.

انفال یعنی چه؟

در فقه اسلامی، ثروت‌های طبیعی مثل نفت و گاز و معادن و جنگل‌ها «انفال» نامیده می‌شوند: اموالی که به شخص خاصی تعلق ندارند و مال عموم‌اند. قانون اساسی ایران هم در اصل چهل‌وپنجم همین را می‌گوید: انفال و ثروت‌های عمومی در اختیار حکومت است تا «بر طبق مصالح عامه» درباره آنها عمل کند. پس نفتی که از زمین بیرون می‌آید نه مال دولت است و نه مال هیچ صنف و شرکتی؛ امانتی است متعلق به همه، که دولت فقط امانت‌دار آن است.

راه اول: فروش ارزان، یعنی یارانه پنهان

فرض کن بنزین یا گاز به قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی‌اش فروخته شود. چه کسی بیشترین سود را می‌برد؟ کسی که بیشترین مصرف را دارد: خانواده‌ای با چند خودرو، خانه بزرگ با استخر گرم، یا کارخانه‌ای که سوخت تقریبا رایگان می‌گیرد. خانواده کم‌درآمدی که خودرو ندارد و در خانه‌ای کوچک زندگی می‌کند، از این سفره سهم اندکی می‌برد. نهادهای بین‌المللی انرژی سال‌هاست در گزارش‌هایشان ایران را از نظر حجم یارانه پنهان انرژی در صدر کشورهای جهان می‌نشانند؛ یعنی بزرگ‌ترین بازتوزیع ثروت کشور، وارونه انجام می‌شود: از مال مشترک همه، بیشترین سهم به پرمصرف‌ترین‌ها.

این فقط ناعادلانه نیست؛ پرهزینه هم هست و به اسراف دامن می‌زند: وقتی چیزی تقریبا رایگان باشد، کسی در مصرفش صرفه‌جویی نمی‌کند. انرژی‌ای که می‌توانست صادر شود یا صرف تولید شود، از درز پنجره‌ها و موتورهای پرمصرف هدر می‌رود.

راه دوم: فروش به قیمت واقعی، تقسیم مساوی

  1. انرژی در داخل با مزایده به بالاترین قیمت فروخته می‌شود
  2. حاصل فروش یک‌جا جمع می‌شود
  3. سهم هر ایرانی نقدی و مساوی به حسابش واریز می‌شود
به این می‌گویند «سهم انفال»: نه یارانه و نه صدقه، بلکه سهم هر شهروند از مال مشترک.

در این روش، هر کس خودش تصمیم می‌گیرد با سهمش چه کند: خانواده کم‌مصرف که انرژی کمی می‌خرد، بخش بزرگی از سهمش را برای خوراک و درس و پس‌انداز نگه می‌دارد؛ پرمصرف‌ها هم هزینه واقعی مصرفشان را می‌پردازند. یک نکته فنی مهم هم دارد: این سیاست تورم‌زا نیست، چون پولی که میان مردم پخش می‌شود همان‌جا از خریدار داخلی انرژی جمع شده است؛ پول تازه‌ای خلق نمی‌شود، فقط مسیر همان پول عوض می‌شود.

پس عایدی فروش به خارجی‌ها چه؟

سهمی از انفال که به خریدار خارجی فروخته می‌شود دلار می‌آورد، و در درس «بیماری هلندی چیست؟» دیدی که سرازیر کردن آن دلار به اقتصاد داخلی، پول ملی را گران‌تر از واقع می‌کند و تولید را می‌کشد. پس عایدی خارجی انفال باید بیرون از اقتصاد داخلی و با قاعده‌ای شفاف نگهداری و مدیریت شود؛ این دو درس مکمل یکدیگرند.

پانوشتی از قرآن و فقه

واژه انفال از خود قرآن آمده است و فقیهان مسلمان، از مذاهب گوناگون، ثروت‌های طبیعیِ بدون مالک خاص را متعلق به عموم می‌دانند، نه ملک اشخاص. اختلاف مذاهب در جزئیات اداره این اموال است، نه در این اصل که این ثروت‌ها امانتی برای همه مردم است و باید به مصلحت عموم به کار رود.

  • قرآن، انفال ۱: «از تو درباره انفال می‌پرسند؛ بگو انفال از آنِ خدا و پیامبر است.»
  • قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۴۵: انفال و ثروت‌های عمومی در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید.

مذاهب اسلامی در اصلِ عمومی بودن ثروت‌های طبیعی هم‌داستان‌اند؛ تفاوت‌ها در جزئیات فقهی اداره آن است، نه در اصل.

چکیده: انفال مال مشترک همه است. فروش ارزان آن به بعضی‌ها، یارانه‌ای پنهان است که بیشترش به پرمصرف‌ها و ثروتمندترها می‌رسد و اسراف هم به بار می‌آورد. راه عادلانه‌تر: فروش به قیمت واقعی در مزایده داخلی، و پرداخت نقدی و مساوی حاصل آن به همه، با نام سهم انفال؛ سیاستی که تورم‌زا هم نیست چون پول تازه‌ای خلق نمی‌کند.