درسها ← قدم پنجم: نفت، انفال و بیماری هلندی
کشوری که نفت و گاز صادر میکند باید ثروتمندتر شود؛ پس چرا گاهی کارخانهها و کشاورزیاش ضعیفتر میشوند؟ این معما اسمی هم دارد: بیماری هلندی.
در سال ۱۹۵۹ در هلند یکی از بزرگترین میدانهای گازی جهان کشف شد. درآمد صادرات گاز بالا رفت و همه خوشحال بودند؛ اما در همان سالها صنعت هلند رو به ضعف رفت و کارخانهها یکییکی از رقابت جهانی جا ماندند. اقتصاددانها وقتی این الگو را بررسی کردند نام آن را «بیماری هلندی» گذاشتند؛ بیماریای که از ثروت زیاد شروع میشود، نه از فقر.
دقت کن که هیچکس در این داستان بدجنس نیست. دولت پول نفت را خرج میکند، مردم جنس ارزان وارداتی میخرند، همه منطقی رفتار میکنند؛ اما نتیجه جمعی این رفتارهای منطقی، ضعیف شدن تولیدی است که باید نان نسل بعد را بدهد. وقتی هم تولید داخلی ضعیف شد، دولت مجبور میشود با تعرفه و ارز ارزان و معافیت صادراتی از آن حمایت کند؛ یعنی با یک دست به تولید ضربه میزند و با دست دیگر برایش وصله میدوزد.
معمولا اقتصاددانها میگویند بگذارید قیمتها آزاد باشند تا بازار همه چیز را تنظیم کند. اما درآمد نفت و گاز سه ویژگی دارد که حسابش را از بقیه اقتصاد جدا میکند: اول، فاصله قیمت فروش با هزینه استخراج بسیار بزرگ است؛ یعنی این پول «سودِ تولید» نیست، «رانتِ خالص» یک موهبت طبیعی است. دوم، اندازه این رانت نسبت به کل اقتصاد بزرگ است. سوم، خریدار خارجی است و ارزش از بیرون میآید. وقتی این سه شرط با هم جمع شوند، سازوکار قیمت نمیتواند این جریان را درست تخصیص دهد؛ لازم است یک قاعده عمومی و شفاف تعیین کند که از دلار نفت چه مقدار وارد اقتصاد داخلی شود، از چه مسیری، و بقیه کجا و چگونه نگهداری شود.
یک نکته ظریف را هم بدان: مشکل فقط «محل خرج» نیست، «محل ورود» است. حتی اگر دلار نفت صرف سرمایهگذاری خوب شود، باز هم وارد اقتصاد داخلی شده و پول ملی را گرانتر از واقع کرده است. برای همین کشورهایی مثل نروژ عواید نفت را در صندوقی بیرون از اقتصاد داخلی نگه میدارند و فقط با قاعدهای ثابت و اعلامشده از آن برداشت میکنند.
کشوری با این ذخایر، دیر یا زود دوباره با موج بزرگ درآمد ارزی روبهرو میشود. پرسشی که شهروند آگاه باید از هر تصمیمگیرندهای بپرسد این است: «برای روزی که درآمد نفت برگردد، قاعده مکتوب شما چیست؟ چه سهمی وارد اقتصاد داخلی میشود و بقیه کجا میماند؟» جالب است بدانی بهترین زمان ساختن این قاعده، دقیقا وقتی است که درآمد نفت کم است؛ چون هنوز هیچ گروهی به آن وابسته نشده که در برابر قاعده بایستد.