درسها ← قدم سوم: بانک و خلق پول
بخشِ شگفتآور: بیشترِ پول را دولت چاپ نمیکند؛ بانکها هنگامِ وامدادن آن را میسازند.
بانک مرکزی پایهی پولی را میسازد: پولِ نقدِ در گردش بهعلاوهی ذخایری که بانکها نزدِ بانک مرکزی نگه میدارند. این تنها پولی است که دولت خودش مستقیم منتشر میکند. شالوده است؛ اما بسیار کوچکتر از کلِّ پولی که ما در زندگیِ روزمره بهکار میبریم.
وقتی بانک وامی میدهد، دستهای از سکههای شخصِ دیگری را تحویل نمیدهد. صرفاً یک سپردهی تازه در حسابِ وامگیرنده مینویسد؛ و آن سپرده پولی نوظهور است که بیدرنگ خرجکردنی است. چون بیشترِ پولِ امروز همان سپردههای بانکی است (عددهایی در حسابها)، خودِ عملِ وامدادن پول را میسازد. وقتی وام بازپرداخت شود، آن پول دوباره نابود میشود. بانکها کسری را بهعنوانِ ذخیره برای پاسخ به برداشتها نگه میدارند؛ بقیهی ترازنامهشان میتواند از راهِ وامدادن پیوسته گسترش یابد.
وامها به سپرده بدل میشوند، خرج و دوباره سپرده میشوند، و باز وامِ بیشتری را پشتیبانی میکنند؛ پس پایهای کوچک از پولِ بانک مرکزی زیرِ تودهای بسیار بزرگتر از پولِ سپردهای مینشیند، همان نقدینگیِ گستردهای که واقعاً بهکار میبریم. نسبتِ میانِ این دو، ضریبِ فزایندهی پول است. بانک مرکزی اندازهی این توده را با نرخِ بهره و قواعدِ ذخیره هدایت میکند.
دو چیز از این برمیآید. اگر وامدهیِ بانکی حجمِ پول را تندتر از ساختنِ کالاها بهدستِ اقتصاد باد کند، نتیجه تورم است؛ بانکها وسیلهی مبادله را میسازند، نه ثروتِ واقعی را. و چون وامدهیِ متعارفِ بانکی بر بهره بنا شده، این دقیقاً همانجاست که پرسشِ ربا واردِ اقتصادِ امروز میشود؛ که در توضیحنامهی ویژهی خودش بررسی شده. (این تصویری سادهشده است؛ لولهکشیِ واقعی شیرهای بیشتری دارد، اما مغزِ نکته پابرجاست.)