درسها ← قدم سوم: بانک و خلق پول
قیمتِ قرضگرفتن؛ و اهرمی که بانک مرکزی برای هدایتِ کلِّ اقتصاد میکشد.
وامدهندهای که اکنون پول را وامیگذارد، سه چیز را بهجان میخرد: انتظار (در این میان نمیتواند از آن استفاده کند)، خطر (شاید وامگیرنده بازنگرداند)، و گزینههای ازدسترفته (میتوانست جای دیگری بهکارش برد). بهرهی متعارف هزینهای است که قرار است هر سه را بپوشاند. هرچه وام پرخطرتر یا انتظار درازتر، نرخ معمولاً بالاتر.
بانک مرکزیِ یک کشور نرخی مبنا تعیین میکند و نرخهایی که بانکها برای وام و پسانداز پیشنهاد میدهند با آن حرکت میکنند. بالایش ببر، قرضگرفتن گرانتر میشود، مخارج سرد میشود و تورم میآرامد؛ پایینش بیاور، قرض ارزانتر میشود و مخارج و سرمایهگذاری جان میگیرند. آنچه مهم است نرخِ حقیقی است: اگر نرخِ پسانداز ۱۲٪ باشد اما تورم ۲۰٪، نرخِ بهرهی حقیقی منفیِ ۸٪ است؛ پساندازکننده باز هم قدرتِ خرید از دست میدهد.
برای این مخاطب گفتنی است: گرفتنِ افزایشی ثابت و تضمینشده بر وامِ پول، صرفاً بهخاطرِ گذشتِ زمان، ربا است که حرمتش میانِ مذاهب مورد اتفاق است. جایگزین، جهانی بیمالیه نیست، بلکه مالیهای بر پایهی مشارکت در خطر و دادوستدِ واقعی بهجای بهرهی تضمینشده؛ که در توضیحنامهی ویژهی خودش بررسی میشود.