درسها ← قدم دوم: تورم، دزد بیسروصدا
پسانداز فرستادنِ پول به خویشتنِ آیندهات است؛ اما پولِ راکد میتواند بسیار کمارزشتر از آنچه فرستادی برسد.
۱۰۰۰ سکه را زیرِ تشک تصور کن. یک سال بعد عدد همان است؛ اما اگر قیمتها ۲۰٪ بالا رفته باشند، آن سکهها اکنون چیزی را میخرند که پیشتر ۸۰۰ تا میخرید. بهبیانِ اسمی هنوز ۱۰۰۰ داری؛ بهبیانِ حقیقی؛ آنچه واقعاً میخرد؛ یکپنجمِ قدرتِ خریدت را بیآنکه حتی یک سکه خرج کنی از دست دادهای. هرچه تورم تندتر بدود، این مالیاتِ خاموش بر پساندازکننده سنگینتر.
درس این نیست که «پسانداز نکن»؛ این است که «نگذار پسانداز در پولِ پُرتورم راکد بماند». یک ذخیرهی ارزشِ کوچک که برای اضطرار سریع در دسترس باشد نگه دار، اما پساندازِ بلندمدت را در چیزهایی نگه دار که ارزششان معمولاً همپای قیمتها میماند: داراییهای واقعی و مولد، کالاهای سودمند، سهمی در کسبوکارِ درست. این به حقیقتی پایه بازمیگردد؛ ثروتِ واقعی کالا، مهارت و توانِ تولید است، نه عددهای روی پول (نگاه کنید به «پول، ثروت نیست»).