درسها ← قدم چهارم: دولت و مالیات
مترِ اندازهگیریِ اقتصاد؛ چه چیزی را میشمارد، چه چیزی را خاموش جا میگذارد، و چرا «حقیقی» مهم است.
GDP کالاهای نهایی را میشمارد؛ قرص نانی که میخری؛ نه هر گامِ میانِ راه را. اگر آرد، سپس خمیر، سپس نان را جداجدا میافزود، همان گندم را چند بار شمرده بود. پس فقط ارزشِ نهاییِ پایانی شمرده میشود؛ به همین دلیل آنچه را واقعاً تولید شده بازتاب میدهد، نه اینکه از چند دست گذشته است.
اگر قیمتها بالا بروند، GDP میتواند بزرگتر بهنظر برسد حتی وقتی چیزِ بیشتری ساخته نشده. پس اقتصاددانها GDP اسمی (به قیمتهای امروز) را از GDP حقیقی (با حذفِ تورم) جدا میکنند. تنها رشدِ حقیقی یعنی کالا و خدمتِ واقعیِ بیشتر؛ و همین، نه عددِ پولی، سطحِ زندگی را بالا میبرد. تقسیمِ GDP حقیقی بر جمعیت، GDP سرانه را میدهد؛ سنجهای تقریبی از رفاهِ میانگین.
GDP سودمند است اما ناقص. کارِ بیمزد را نمیبیند؛ بزرگکردنِ فرزند، مراقبت از والدین، پختن در خانه؛ هرچند اینها واقعی و حیاتیاند. دربارهی اینکه تولید چگونه تقسیم میشود، آیا کار درست بوده، یا چه هزینهای بر محیطزیست داشته، چیزی نمیگوید. GDP بزرگتر خودبهخود زندگیِ بهتر نیست. اندازهی بزرگیِ کیک را میسنجد، نه اینکه چه عادلانه بریده شده یا چگونه پخته شده.