درس‌ها ← قدم چهارم: دولت و مالیات

معافیت مالیاتی: مشوق یا رانت؟

چرا از حقوق معلم و کارگر همان اول ماه مالیات کم می‌شود، اما سود سپرده کلان بانکی و عایدی کسی که ده‌ها خانه خریده معاف است؟ این درس درباره فرق «مشوق» و «رانت» است.

ایده اصلی: معافیت مالیاتی فقط یک کاربرد درست دارد: تشویق به ریسک‌کردن و کارهای نو. برای همین باید «مدت‌دار» و «سقف‌دار» باشد. معافیتی که دائمی و بی‌سقف شد دیگر مشوق نیست؛ رانتی است که نسل به نسل به گروهی خاص می‌رسد و بارش روی دوش بقیه می‌افتد.

مالیات اصلا برای چیست؟

مدرسه و درمانگاه و جاده و امنیت، خرج دارند. این خرج یا از مالیات درمی‌آید، یا از فروش ثروت مشترک (مثل نفت)، یا از چاپ پول. در درس‌های تورم دیدی که چاپ پول خودش نوعی مالیات است؛ مالیاتی پنهان و بی‌قانون که بیشترش را اجاره‌نشین و حقوق‌بگیر می‌پردازند. پس هر چه نظام مالیاتی شفاف‌تر و فراگیرتر باشد، وسوسه چاپ پول کمتر می‌شود؛ مالیات درست، پادزهر تورم است.

یک اصل مهم را همین اول یاد بگیر: مالیاتِ کسب‌وکار، درصدی از «سود» است، نه از فروش. بنگاهی که سود نکرده مالیاتی نمی‌دهد و معمولا زیانش هم اعتبار مالیاتی سال‌های بعد می‌شود. پس «مالیات تولید را نابود می‌کند» حرف دقیقی نیست؛ مالیات فقط از برنده‌ها سهم می‌گیرد، آن هم بعد از بردنشان.

معافیت خوب چه شکلی است؟

فرض کن قرار است کارآفرینی در کاری پرریسک و نو سرمایه‌گذاری کند؛ مثلا فناوری تازه‌ای که معلوم نیست جواب بدهد. دولت می‌تواند بگوید: پنج سال اول، تا سقف مشخصی از سود، معاف باش. این معافیت منطق دارد: ریسک را جبران می‌کند، تاریخ انقضا دارد، و اندازه‌اش معلوم است. بعد از آن، برنده مثل بقیه مالیات می‌دهد.

معافیت دائمی چه بلایی سر اقتصاد می‌آورد؟

حالا معافیتی را تصور کن که نه مدت دارد و نه سقف. هر کس داخلش است، تا ابد از پرداخت سهمش معاف است؛ پس با تمام توان می‌جنگد که معافیت بماند و بزرگ‌تر هم بشود. کم‌کم کسب‌وکارها به جای رقابت در کیفیت و قیمت، در «داخل معافیت ماندن» رقابت می‌کنند، و فراریان مالیاتی هم خودشان را پشت همان عنوان‌های معاف پنهان می‌کنند. اسم این دیگر مشوق نیست؛ رانت موروثی است.

به فهرست معافیت‌های دائمی و بی‌سقف که نگاه کنی، دستت می‌آید قصه چیست: سود سپرده بانکی معاف است؛ یعنی حقوق معلم از همان ماه اول مالیات دارد، اما درآمد کسی که میلیاردها تومان سپرده دارد، معاف. سود تقسیمی سهام‌داران و درآمد صادرات و کشاورزیِ شرکت‌های بزرگ هم همین‌طور. با هر کدام از این‌ها که مخالفت کنی، صدای گروهی ذی‌نفع بلند می‌شود؛ اما صدای کسی که بار این معافیت‌ها را به دوش می‌کشد، یعنی حقوق‌بگیر، شنیده نمی‌شود.

عایدی سرمایه: سود بی‌مالیات از گرانی

حالا آن پرسش آشنا: کسی ده‌ها خانه خریده و در تورم، قیمت همه‌شان چند برابر شده است. او چیزی تولید نکرده؛ فقط زودتر و بیشتر از بقیه دارایی خریده و از گرانی سود برده است. به این سود می‌گویند «عایدی سرمایه». در بسیاری از کشورها این عایدی مشمول مالیات است، هم برای درآمد خزانه و هم برای اینکه انگیزه احتکار خانه و زمین و ارز کم شود و پس‌انداز به سمت تولید برود. جای این مالیات در نظام ما سال‌ها خالی بوده است؛ اجرای درست آن یعنی خانه بیشتر برای سکونت خریده شود، نه برای انبار کردن ثروت.

وصول هم باید با حسابداری باشد، نه با ترس

نیمه دیگر عدالت مالیاتی، شیوه گرفتن آن است: با اظهارنامه و حسابرسی و تبادل اطلاعات، نه با پرونده‌سازی و ممنوع‌الخروجی. مالیات‌ستانی مدرن فرایند حسابداری شفافی است که برای همه یکسان اجرا می‌شود؛ ابزارهای ترس، گزینشی عمل می‌کنند و خودشان رانت تازه می‌سازند.

چکیده: معافیت مالیاتی فقط وقتی معنا دارد که مشوق ریسک، مدت‌دار و سقف‌دار باشد. معافیت دائمی و بی‌سقف، رانت موروثی است: سود سپرده کلان و عایدی سرمایه معاف می‌مانند و بار خزانه روی دوش حقوق‌بگیر می‌افتد. مالیات فراگیرِ بدون استثنا، هم عادلانه‌تر است و هم جلوی مالیات پنهانِ تورم را می‌گیرد.