درسها ← قدم دوم: تورم، دزد بیسروصدا
بالاخزیدنِ همگانیِ قیمتها؛ و همان سکهای که آرامآرام کالای کمتری میخرد.
آماردانها یک «سبدِ» ثابت از کالاها و خدماتِ روزمره را دنبال میکنند؛ خوراک، مسکن، حملونقل و جز آن؛ و هزینهی کلِّ آن را میپایند. این سنجه همان شاخصِ قیمتِ مصرفکننده است. درصدی که در یک سال بالا میرود «نرخِ تورم» است: تورمِ ۱۰٪ یعنی سبدی که پارسال ۱۰۰ بود، اکنون حدود ۱۱۰ است.
ژرفترین و ماندگارترین علت ساده است: وقتی حجمِ پول خیلی تندتر از عرضهی کالاها رشد کند، پولِ بیشتری بهدنبالِ همان چیزها میدود و قیمتها بالا میرود؛ همان نظریهی مقداری پول. قیمتها را گاه بالارفتنِ هزینهها (مثلاً انرژی) یا جهشِ مخارج هم موقتاً بالا میبرد، اما اینها معمولاً فرومینشینند مگر آنکه پولِ افزوده پیوسته به آنها خوراک دهد.
تورمِ اندک و باثبات عادی و قابلِمدیریت است. خطر آنجاست که بالا یا غیرقابلِپیشبینی شود: علامتهای قیمتیای را که مردم به آنها تکیه میکنند بههم میریزد، برنامهریزی را دشوار میکند، و؛ چنانکه توضیحنامهی بعدی نشان میدهد؛ خاموش بیشترین را از کسانی میگیرد که کمتر از همه میتوانند از آن بگریزند.